چغازنبیل3
ديوار اول، يك آب انبار بزرگ ، سه كاخ ، پنج آرامگاه زيرزميني و يك پرستشگاه را كه به "نوسكو" خداي آتش پيشكش شده، در برگرفته است.
ديوار دوم هفت پرستشگاه و ديوار سوم سه پرستشگاه ديگر را در بر گرفته است .
در ميانه، يك برج و چند طبقه هرمي شكل به بلندي ۲۵متر قرار دارد كه در آن كتيبههايي به خط ميخي و به زبان ايلامي ديده ميشود.
چغازنبيل در سال ۱۹۷۹ميلادي از طرف سازمان علمي فرهنگي يونسكو در فهرست ميراث جهاني ثبت شد.
اهميت و اصالت اين محوطه تاريخي همراه با جاذبههاي طبيعي و تاريخي اين عوامل موثر در ثبت جهاني اين مجموعه بودهاند.
ديدن اين مكان زيبا،جذاب و تاريخي ايران و گنجاندن آن در برنامههاي گردشكري خانوادهها و تورهاي نوروزي توصيه ميشود.
| ۲۴ آبان ۱۳۸۵ | ||
| ||
رصدخانه يا بناي تقويمي مجاور زيگورات چغازنبيل، عكس از غياثآبادي، ۱۳۷۹
در سه سوي زيگورات چغازنبيل سه بناي كوچك آجريِ دايرهاي شكل ساخته شده است كه تنها يكي از آنها كه در سوي شمال غربي قرار دارد تا حدودي سالم باقي مانده بود و ديگري كه در سوي جنوب غربي قرار دارد به دست مرمتگران عضو هيئت كاوش فرانسوي شبيه به نمونه سالمِ شمال غربي بازسازي شد. در اين بازسازي تنها نيمي از بنا ساخته شد و از بازسازي نيمه ديگر صرفنظر شد. بناي شمال شرقي كاملاً از بين رفته و تنها شالوده آن باقي مانده است
در باره كاربرد اين سه بنا نظريههاي متفاوتي عرضه شده بود. رومان گيرشمن سرپرست هيئت كـاوش چغـازنبيـل و نيز آندره پـارو از آن به عنوان «پـوستامنـت» به معناي پايه مجسمه نام بردهاند. عدهاي ديگر آنرا سكو، نيمكت، مذبح، محراب و قربانگاه دانستهاند؛ و بعضي ديگر به دليل شكل نيمدايرهايِ بناي بازسازي شده از آن به عنوان تريبون سخنراني ياد كردهاند. غافل از آنكه شكل نيمدايرهاي آن تنها به اين سبب بوده كه تنها يك نيمه آن به دست مرمتگران بازسازي شده است. البته و بيگمان احتمال «پايه مجسمه» بودن اين بنا منافاتي با كاربرد تقويمي آن ندارد.
در چهار سوي اين سه بنا، چهار آفتابسنج آجري به شكل تاقنما يا پنجرهنما ساخته شده است كه با آفتابسنجهاي رصدخانه نقشرستم شباهت ظاهري دارند
به گمان اين نگارنده، اين سه بنا كه بر روي هم مجموعه واحدي را تشكيل ميدهند، يك رصدخانه يا تقويم آفتابي براي سنجش گردش خورشيد و به تبع آن نگهداشتن حساب سال و سالشماري و استخراج تقويم و تشخيص روزهاي اول و مياني هر فصل سال يا اعتدالين بهاري و پاييزي و انقلابهاي تابستاني و زمستاني بوده است
تغييرات زاويه بين گوشههاي آفتابسنجها (كه تعدا آنها در مجموع به 12 عدد ميرسيده است) با تغييرات زاويه طلوع خورشيد در آغاز هر يك از فصلهاي سال برابر است. يا عبارت ديگر اين آفتابسنجها به گونهاي طراحي و ساخته شدهاند كه بتوان هنگام طلوع يا غروب خورشيد با مشاهده سايههاي متشكله در آن، آغاز يا ميانه هر يك از فصلها كه منطبق با اعتدالهاي بهاري يا پاييزي و انقلابهاي تابستاني و زمستاني ميباشد را تشخيص داد. اينگونه گاهشماري كه نه مبتني بر ماههاي دوازدهگانه، كه بر مبناي تقسيم برابر فصول به بازههاي زماني برابر است، در نظام گاهشماري گاهنباري ايران بكار ميرفته است كه در فرصت ديگري به نظام گاهشماري خواهيم پرداخت. (براي آگاهي بيشتر از رصدخانه مجاور چغازنبيل نگاه كنيد به جلد يكم مجموعه مقالههاي پژوهشهاي ايراني، 1380، از همين نگارنده).
در واقع شكل خاص اين تاقنماها كه با چند قوس يا رديفٍ پشت سر هم به ترتيب كوچك ميشوند؛ در آيين معماري باستان جايگاه ويژهاي داشتهاند كه هر چند در آغاز براي كاربرد ويژه آفتابسنجي آن ساخته ميشدند، اما بزودي به عنوان يك طرح تزئيني در بسياري از بناها و بخصوص در دروازه ورودي آن بكار گرفته شد
نمونه اين تاقنماها در بناهاي باستانيِ عيلامي و هخامنشي در شوش، بناهاي اورارتويي در پيرامون درياچه وان، بناهاي بينالنهريني در اوروك و در نيايشگاه سفيد، بناهاي هخامنشي در تختجمشيد، بناهاي اشكاني در نسا و هَترا (الحضره)، بناهاي ساساني در فيروزآباد و بيشاپور و تختسليمان، و نيز در بسياري جاهاي ديگر ديده ميشوند
در چغازنبيل آجرهاي سازنده اين آفتابسنجها اختصاصاً براي همين كاربرد طراحي و قالبريزي شدهاند و داراي شكل خاص هشت ضلعي ميباشند. بر روي شش ضلع بيرونيِ يك رج از اين آجرها، كتيبهاي به خط و زبان عيلامي نگاشته شده است
من اونتـاش گـال، پسر هـومبـانومنـا، شاه انزان وشوش، من در اينجا بناي محترمي ساختم، يك سيـان كـوك. درسـالها و روزهـاي پر شمار پادشاهي طولاني به دست آوردم. من بنا كردم يك شونشو ايرپي. من براي خداي گا ل واينشوشيناك يك سيان كوك ساختم
معـناي دو واژه مـهــم و كـليــدي ســيـــان كـــوك و شونشو ايرپي مشخص نشده است. م. ج. استو از سيانكوك به معناي احتمالي «ديدگاه، چشمانداز، ديدارگاه» نام ميبرد (م. ج. استو، چغازنبيل- دور اونتاش، جلد سوم، متون ايلامي و اكدي، ترجمه اصغر كريمي، 1375) و به گمان ما تا حد زيادي به معناي حقيقي آن كه مفهوم رصدگاه و رصدخانه را ميرساند، نزديك شده است. كاربرد اين بنا صحت اين نامگذاري را تاييد ميكند
همچنين علاوه بر آفتابسنجهاي فوق، بناي زيگورات چغازنبيل بگونهاي ساخته شده است كه زاويه خط افق با خطي فرضي كه گوشه طبقه اول هر ضلع از بنا را به بالاترين طبقه وصل ميكند، كاملاً برابر با زاويه و مسير حركت خورشيد بامدادي در هنگام اعتدالين است. از آنجا كه هر يك از طبقات زيگورات، كوچكتر از طبقات پاييني خود است، از نگاه ناظري كه در محل رصدخانه ضلع شمالي ايستاده است؛ خورشيد در مدتي كوتاه، چندين بار از پشت زيگورات طلوع و غروب ظاهري ميكند. آشنايي كامل و بيشتر با اين پديده ميبايست با تماشاي فيلم تهيهشده، انجام پذيرد. (براي تماشاي اين فيلم و سخنان ديگر به جلسههاي سخنراني نگارنده در روزهاي يكشنبه هر هفته در بنياد فرهنگي جمشيد 88825212 مراجعه كنيد
متأسفانه برخي كسان بدون هيچگونه دليل يا شاهد علمي، اين بناهاي سهگانه را بعنوان قربانگاه و حتي قربانگاه انسان معرفي ميكنند كه از پيروان چنين ادعايي تقاضا دارم يا دلايل و شواهد بدست آمده از تصور خود را بيان دارند و يا از تكرار سخنان بدون دليل و مدرك خودداري كنند
معرفی چغازنبيل
محوطه تاريخی چغازنبيل در جنوب غربی ايران، استان خوزستان، 35 كيلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش، در طول جغرافيايی 48 دقيقه و 30 ثانيه و عرض جغرافيایی 32 دقيقه قرار گرفته است. بلندترين نقطه اين مجموعه كه قله معبد بزرگ آن میباشد حدود 90 متر از سطح دريا ارتفاع دارد.
اين شهر در اوايل قرن 13 قبل از ميلاد توسط پادشاه ايلامی "اونتاش نپيريشا" (Untash Napirisha) در نزديكی رود دز ساخته شده و "دوراونتاش" (Dur Untash) ناميده میشده است. دوراونتاش به معناي قلعه اونتاش میباشد. در بعضی از متون ميخی اين شهر "ال اونتاش" (Al Untash) ذكر شده كه به معنی شهر اونتاش است. در مركز شهر معبد عظيمی بصورت مطبق بنا شده كه امروزه دو طبقه از آن هنوز پابرجاست. اين معبد موسوم به "ذيقورات" میباشد که به دو تن از خدايان بزرگ ايلاميان يعنی "اينشوشيناك" و "نپيريشا" اهدا شده است. معبد چغازنبيل بزرگترين اثر معماری بر جاي مانده از تمدن ايلامی است كه تا كنون شناخته شده است.
دورتا دور ذيقورات را ديواري احاطه ميكرده كه در مجاورت آن در جبهه شمال غربي معابدي براي خدايان "كريريشا", "ايشنيكرب" و "هومبان" بنا شده است. همچنين معابد ديگري در جبهه شمال شرقي قرار داشتهاند. مجموعه اين معابد توسط حصار ديگري احاطه ميشده است. در خارج از اين حصار بقاياي اندکي از خانههاي شهر در سطح زمين ديده ميشوند. دورتادور شهر سومين ديوار قرار داشته كه كل شهر را محصور ميكرده است. طول اين حصار خارجي حدود چهار كيلومتر ميباشد. در زاويه شرقي شهر و در نزديكي حصار خارجي، كاخهاي شاهي قرار داشتهاند. در زير يكي از اين كاخها پنج مقبره زيرزميني كشف شده است كه احتمالا به خانواده شاهي تعلق داشتهاند. در طرف مقابل شهر و بر روي ضلع شمال غربي حصار خارجي مخزني براي آب موجود است.
دو دوره مشخص ساختماني در برپايي ذيقورات رديابي شده است در مرحله اول، طبقه نخست به صورت اتاقهايي پيرامون يک حياط مرکزي ساخته شده است و در مرحله بعد حجمهاي مربوط به طبقات در ميان حياط مرکزي ساخته شدهاند.
بناهاي شهر از خشت و آجر ساخته شدهاند و با وجود قدمت بسيار هنوز بخش زيادي از آنها بر جاي ماندهاند. در نماي بناهاي موجود در محوطه چغازنبيل آجرهاي كتيبهداري با خطوط ميخي ايلامي و اَكَدي به كار رفتهاند. اين آجرها روي بدنههاي ذيقورات به فاصله هر ده رج تكرار شده است. در اين آجرها نام و نسب شاه سازنده بنا ذكر شده و در آن مشخص شده كه اين بنا چگونه و به چه منظوري ساخته شده است. به اين ترتيب هزاران آجر ساده و کتيبهدار بناهاي شهر را تزيين ميکردهاند. علاوه بر اين از آجرهاي لعابدار، ملات قير طبيعي، اندودهاي گچي و گل ميخهاي سفالين استفاده زيادي شده است.
درهاي معابد و كاخها از چوب بوده كه با ميلههاي شيشهيي تزيين ميشدهاند. طي حفاريهاي به عمل آمده قطعاتي از مجسمههاي سفالين و لعابدار گاوهاي نر که از دروازههاي ورودي بناي ذيقورات محافظت مينمودند، به دست آمدهاند. ظروف مختلف سفالي و سنگي، مهرهاي استوانهيي، اشياي فلزي، پيکرکهاي سفالين و اشياي تزييني از جمله ديگر آثار به دست آمده از اين محوطه است.
حفاري گسترده اين محوطه که بين سالهاي 1951 تا 1962 ميلادي توسط رومَن گيرشمن (Roman Girshman) باستانشناس و محقق برجسته فرانسوي انجام شد، اطلاعات بسياري درباره ساختار ذيقورات و معابد مجاور آن در دسترس علم باستانشناسي قرار داده و آگاهي موجود درباره مسايل تاريخي دوران "ايلام ميانه" را بسيار غنيتر نموده است.
چغازنبيل در سال 1979 ميلادي از طرف سـازمان علمي ـ فرهنگي يونسكـو در ليسـت ميراث جهاني قرار گرفت. اين محوطه يکي از سه اثر ثبت شده کشور در ليست ميراث جهاني است. اهميت و اصالت اين محوطه تاريخي همراه با جاذبههاي طبيعي آن از جمله عوامل موثر در به ثبت رسيدن اين مجموعه بودهاند.
متاسفانه پس از حفاريهاي چغازنبيل اغلب بقاياي معماري در معرض فرسايش قرار گرفته بودند و به دليل نفوذ آب باران در ساختار بناها، فرآيند آسيبديدگي سرعت يافته بود. لذا طي چند سال اخير، ضمن توسعه پژوهشهاي باستانشناسي در پروژه چغازنبيل، اقدامات موثري نيز به منظور حفاظت بيشتر مجموعه در برابر فرسايش به عمل آمده است.
به وبلاگ خوزستان خوش اومدید