X
تبلیغات
دیدنی های خوزستان

دیدنی های خوزستان
Welcome to Khozestan Weblog 
قالب وبلاگ
نويسندگان
آب و هوای اهواز


قلعۀ سلاسل در شمال شهر شوشتر و بر پهنه ای از سنگ قرار داشته است. این دژ باستانی در آغاز دوران ساسانی پی ریزی شده و در دوره های بعد مورد استفاده قرار گرفته است. حتی ساخت آن را به شاپور اول نسبت می دهند .گویند «سلاسل» نام  غلام والی فارس بود که به حکومت شوشتر منصوب شده بود  قلعه را بنا کرده ، آنگاه برای نشان دادن خدمت خود و بزرگی کار ، سر به شورش برداشت .والی فارس شش ماه قلعه را در محاصره داشت و نتوانست آن را بگشاید ، ناچاردست از محاصرۀ قلعه برداشت . سپس سلاسل از قلعه بیرون آمد واظهار اطاعت نمود.

بند میزان

بند میزان یا بند و پل والرین بین رودخانۀ کارون و بند گَرگَر ساخته شده است .این بند بسیار خوب و محکم بنا شده است و ساختمان آن را به شاپور اوّل نسبت می دهند ، ولی برخی محققان معتقدند که بند میزان را در روزگاران بعد به منظور عبور قسمتی از آبهای طغیانی رود خانۀ کارون ساخته اند .

بند میزان 9 دهانه دارد که کف آنها کمی پایینتر از پایینترین سطح آب در رود خانه است. بند میزان در سال 1189هـ.ش. به وسیلۀ محّمد علی میرزای دولتشاه تعمیر یافت و باز در سال 1211هـ.ش. در اثر طغیان آب خراب شد. پیش از سال 1220 هـ.ش. نیزپل تعمیر گردید ، ولی در بهار 1221هـ.ش.آسیب دید .بند و پل در اثر سیلاب سال 1264 هـ.ش.نیز آسیب بسیار دیده است.

 

پل شادروان

پل شادروان یا پل شاپوری در حدود 300 متری غرب بند میزان واقع است . به موازات پل سیمانی جدیدی که در ابتدای جادۀ دزفول قرار دارد ، آثار 16 دهانۀ آبرو پل با طاق باقی مانده اند. همچنین 8 دهانۀ بی طاق ، و چند طاق کوچک درطرفین طاق بزرگ ،ودو دیوار شمالی -ـ جنوبی که به صورت مورب بدنۀ اصلی پل را قطع می کر ده اند ،و هشت دهانۀپل کوچک که در ضلع شمالی باقی اند،و چند دهانۀ بی طاق ، باقی ماندۀ پل شادروان شوشتر است.

عرض بی پایه های پل 7 متر ، عرض دهانۀ آبرو پل 8 متر ،و ارتفاع از کف رود خانه تا تاج پل حدود 10 متر است.

مصالح ساختمانی پل ،سنگ رود خانه ،سنگ قلوه،و ملاط گچ کهنه ، و از نوع مصالح ساختمانی بند های معروف به آسیوی رعنا در دزفول بر روی بستر رود خانۀ دز است.

در جبهۀ جنوبی پل شادروان آثار اتاقی کوچک و یک نیم ستون مربع مستطیل دیده می شود که یک ضلع آن باقی مانده و از سنگ تراش ساخته شده است .احتمال دارد این اتاق باز ماندۀ تأسیساتی باشد که برای محافظت و مراقبت از پل شادروان یا آب نهرداریان یا نظارت بر آب رود چهار دانگه ساخته شده بوده است.

بافت قدیم شوشتر

بیشتر منازل تاریخی در بافت قدیم شوشتر از دوران صفویه است. نکات قابل توجه در بافت قدیم شوشتر عبارت‌اند از، ساباط‌ها، کوچه‌های پیچ در پیچ با دیوارهای قدیمی منازل، دربهای چوبی، سردر خانه ها با تزئینات سنگی و آجری که گاهی منحصر بفردند، ایوان های بلند با طاق رومی، شبستان‌های متعدد و شوادان(سرداب) که در عمق زمین(درون تخت سنگ) حفر می‌‌شود و اغلب بدون استفاده از هیچگونه مصالحی است. منازل مستوفی، مرعشی، امین زاده، جولازاده، معین تجار و مدرسه رضوان به‌عنوان نمونه جالب توجه هستند.

برگرفته از : ویکی پدیا

سکوی منزل مستوفی شوشتر- جلوه‌ای دیگر از معماری شوشتر

تزئینات بکار رفته در درب و سردر منازل شوشتر حکایت از معماری غنی این منطقه دارد

حصار شوشتر

شوشتر شهری است کهن که قدمت آن به بلندای تاریخ است. شهری که از ابتدای شکل گیری بصورت «شهر» بوده است. در قدیم شهرها را به شکل حیوانات می‌‌ساختند، چنانکه «شهر شوش به شكل باز و محيط شهر شوشتر به شكل اسب و محيط شهر اهواز به شكل ضلع شطرنج است»(۱) حصار شهرهای تاریخی حوادث بسیاری را به یاد دارند. حصار شوشتر می‌‌تواند یادگاری از حمله اعراب به ایران و جنگ شوشتر، حمله مغول، فتنه‌های مشعشعیان، جنگ های خزعل و بسیاری حوادث تاریخی دیگر باشد. قسمتی از این حصار هماکنون در کنار پل بند لشکر شوشتر وجود دارد که قابل مشاهده است.

حصار شوشتر در طول تاریخ

با توجه به بررسيهايی كه پيرامون شوشتر صورت گرفته اين نتيجه حاصل گرديده كه سكونت در اين منطقه از دوران پيش از تاريخ نيز وجود داشته است.

در دوران ساسانی بر گرد شهر حصاري ايجاد گرديد . متأسفانه قسمت اعظم حصار در ساليان اخير با خاك يكسان گرديده است و در بررسي هاي ميداني انجام گرفته تنها بخش محدودي از حصار مشاهده گرديد. منابع محدودي نيز راجع به حصار شهر وجود دارد كه در آنها بصورت فهرست وار به حصار شهر پرداخته شده است. در كتاب آثار و بناهاي تاريخي خوزستان آمده است: « از اين حصار كه اكنون به صورت تپه اي عظيم در غرب و جنوب شوشتر باقي مانده است، در حدود 5 الي 6 كيلومتر آن باقي مانده است و در بعضي از قسمتهاي آن هنوزآثارسنگ كاري موجود است . آنچه ازحصار شهر باقي مانده درغرب و جنوب شهر وپشت بقعه امامزاده عبد اله واقع است»(1)

در يادداشتهاي جناب آقاي محمد علي شرف الدين(2) محقق و دانشمند ساكن در شوشتر راجع به حصار شهر چنين مي خوانيم: «...مجدداً ياد آوري مي شود وقتي بناي شوشتر را با حصار زمان نوحش و قلعه سلاسل را باجايگاه مرتفعش در نظر بگيريم و حصار را از شمال به جنوب و در كشاله نهرداريون و از زير دژ سلاسل تا بند خاك فاضلاب جدا شده از آن در بند خاك و حركت به سوي پل لشكر و شاه علي و نفس كش وتغير مسيرحصارو فاضلا ب از غرب به شرق و حصار كه همگا م فاضلا ب يعني رقط به سو ي ادلاذين تا دو دانگه ومصب آب رقط در نظر بگيريم .....  دروازه لشكر قريب امامزاده عبد الله فعلي وقلاع مستحكم آن در اطراف حصار شهر و ساكنين قلاع كه تا زمان صفويه قزلباش در آن و سنگي مربوط به دروازه لشكر كه اسامي خلفاي راشدين بر آن حك شده و سپس در كنار آن رقط و اُدلازين (عبدالله زين) و از كشاله مصب رقط به طرف مشرق شوشتر تا بند ميزان ،دو دانگه (گرگر)به منزله حصار شهر در مشرق شوشتر بوده است.»(3)

در كتاب تذكره شوشتر آمده است: «...هوشنگ فرمان داد كه مردم خانه بسازند و مقرر داشت كه خانها( خانه ها) را نزديك يكديگر و اساسها را محكم و ديوارها را بلند نمايند و بعد از اتمام خانها(خانه ها)حصار وثيق به دور خانها بنا نهاد كه مجموع شهر حكم يك خانه بهم رسانيد و چون مردم درمساكن خود قرار گرفتند و از زحمت گرما و سرما و باد و باران آسوده دل گشتند و ذخاير و اقوات خود را در مخازن و محارز مضبوط و اطفال و عورات را در اندرونها مستور نمودند و به سبب باروي شهر از آسيب سباع و حيوانات وحشي خلاص يافتند اين وضع ايشان را خوش آمد و آن شهر را شوش گفتند به لغت قديم يعني خوب و بعد از آن هوشنگ به تقريبي به كنار رود كرن(كارون) رسيد چون ملاحظه وضع آن مكان نمود گفت اينجا شوشتر است و استعداد آن براي بناي شهر بهتر است و مهندسان را امر نمود كه طرح آن را ريختند و به بناي آن اشتغال نمود و گويند شوش به شكل باز ساخته شده و شوشتر به شكل اسب ...و صاحب قاموس گو يد تستر بر وزن جندب و باروي آن اول شهري است كه بعد از طوفان بنا شده...»(4)

در جاي ديگر درتذ كره شوشترمي خوانيم: « ....و غالباً بعضي مردم كه در كنار رود دو دانگه خانه داشتند گرگر نصب نموده بودند و آب از رودخانه مي كشيدند به اين سبب آن محله را گرگر گفته باشند و باروري شهر را از آنطرف رودخانه است و از ساير اطراف حصاري عظيم است...و قلعه شوشتر قلعه بسيار مستحكم است و آنرا قلعه سلاسل گويند و گويند سلاسل اسم غلامي بود از والي فارس كه به بناي اين قلعه مأمور گرديده و باروي ولايت را به طول رود داريان كشيد به نحويكه داريان به منزله خندقي در پاي حصار قرار گرفته و صحراي بسياري داخل حصار كردند كه در اوقات احتياج مردم دهات با حيوانات و دواب منزل توانند نمود...»(5)

شوشتر به لحاظ موقعيت طبيعي كه دارد در طول تاريخ زندگي بشر مسكوني بوده است. وجود كوههاي صعب العبورو امتداد رشته كوه زاگرس در شمال اين شهر محل و ماواي مناسبي جهت اسكان انسان پيش از تاريخ بوده است. محلهاي سكونت بيشماري در كوههاي منطقه و دامنه هاي آن وجود داردكه در صورت برر سيهاي باستانشناسي اين محلها و محوطه هاي باستاني كشف ومعرفي خواهد شد.

در بررسي هيات پژوهشي پايگاه ميراث فرهنگي سازه هاي آبي-تاريخي شوشتر يكي از اين محلها كه شامل دو پناهگاه سنگي وابزار سنگي وسفالي بودكشف گرديد.

زماني كه انسان زندگي در دشت را آغاز كرد از خاك حاصلخيز دشت جهت كشاورزي و بعدها جهت ساخت مصالح ساختماني وسفال استفاده نمود. شوشتر ودشت پيرامون آن بدليل حاصلخيزي خاك و جاري بودن رودخانه كارون محل مناسبي جهت كشاورزي و اهلي كردن حيوانات بوده است.

اما از زمانيكه بشر براي بدست آوردن سود بيشتر شروع به تجاوز و تعدي به مناطق همجوار خويش نمود 
جهت جلوگيري ازاين حمله ها و تجاوزها نيز حصاري پبرامون محل زندگي خويش احداث نمود، شوشتر نيز بدليل موقعيت خاص خود از اين امر مستثني نبوده و اهالي با ايجاد حصاري از شهردر مقابل هجوم دشمنان از اين شهر محافظت كردند.

شهرهايي كه در دشت قرار داشته اند هميشه در معرض هجوم غارتگران و رقيبان بوده اند، در شوشتر نيز بدليل اينكه شرق – جنوب و غرب اين شهر به دشت منتهي مي شده است لزوم احداث حصاري كه جلوي نفوذ دشمنان رابگيرد همواره احساس مي شده است. شهر تاريخي شوشتر كه تماماً بر روي يك صخره سنگي يكپارچه ساخته شده ازسمت شمال به كوههاي بلندي محدود مي شود كه امكان نفوذ به داخل شهر را غير ممكن مي ساخته است. اما نكته جالب توجه عبور رودخانه كارون است كه مي توانسته است عامل حفاظتي مهمي به شمار آيد. به همين منظور شاخه اي از آن را با نام دو دانگه يا گرگر در دره اي وسيع به گونه اي انتقال دادند، تا بتوانند علاوه بر استفاده اقتصادي و آبياري زمينهاي كشاورزي از حريم شهر نيز با اين طريق حفاظت نمايند.

همچنين نهري از شاخه شطيط (شاخه اصلي كارون) به نام نهر داريون به سمت دشت مياناب تعبيه كرده، تا هم به مانند گرگر علاوه بر استفاده هاي اقتصادي و آبياري زمينهاي كشاورزي پيرامون شهر را نيز از گزند حملات احتمالي مصون نگاه دارند.

ساكنين شهر از اين نهرها به صورت طبيعي به عنوان خندق نيز بهره مي گرفته اند. نهرداريون عمق و گستردگي رودخانه گرگر را نداشته است به همين دليل در پيرامون داخلي آن به سمت شهر حصاري ممتد ايجاد كردند. بر اساس باقيمانده حصار شهر در حوالي امامزاده عبدالله مي توان حدود ارتفاع حصار را بين 4 الي 6 متر مشخص نمود.

نهرداريون پس از عبور از زير قلعه سلاسل و پس از عبور از كنار پل بند تاريخي شادروان در محل بند خاك به دو شاخه تقسيم مي شود كه به عنوان يك نهر فرعي پس از عبور از كنار امامزاده عبدالله و پس از گذر از محل نهر رقط به رودخانه گرگر مي پيوندد. شك نبايد كرد كه احداث اين نهر فرعي علاوه بر عملكردهاي متعددي كه براي آن در نظر گرفته اند وظيفه خندقي را ايفا مي كرده كه حصار شهر در سمت داخلي آن در جهت شهر حصار و ديواري استوار به مانند دژي ستبر از شهر و ساكنين آن محافظت مي كرده است و تنها راه تردد از شهر از طريق دروازه هايي بوده كه در محلهاي متعددي از اين حصار قرار داشته اند و دروازه هاي بزرگي كه در ابتدا و انتهاي اين خندق ها عمدتاً پلي جهت تردد بر روي آنها احداث شده بود قرار داشت و نگهبانان با تجربه و پرتواني كه در جاي جاي اين حصار قرار داشتند شهر شوشتر را در طول تاريخ تسخير ناپذير ساخته بود.

حصار شوشتر يكي از تسخير ناپذير ترين حصارهاي زمان خود به حساب مي آيد و تصرف آن بسيار دشوار بوده است. قلعه شوشتر(سلاسل) در كنار رودخانه كارون مقر حكمرانان محل به شمار مي رفته به گونه اي كه پيرامون قلعه را خندق حفر كرده بودند و نگهباناني كه بر روي برجهاي قلعه از دژ محافظت مي كردند. دره اي كه رودخانه گرگر در آن جاري است و همينطور نهر داريون  كه از طريق نهر رقط به گرگر متصل و مربوط مي شده است به عنوان خندق پيرامون شوشتر به حساب مي آمده است. در اصل مي توان شوشتر را در ميان نهرهاي حفر شده به عنوان دژي وصف نمود كه قلعه سلاسل به عنوان نگين آن به شمار مي رفته است.

  • موقعيت و تاريخچه

حصار شهر از ابتداي پل شادروان در حوالي غرب شوشتر آغاز شده و در كشاكش نهرداريون امتداد مي يافته است. اين تداوم حصار تا محل بند خاك ادامه مي يافت و از آن پس در كشاكش نهر فرعي داريون به سمت جنوب تداوم مي يافت. تنها بخش باقي مانده از حصار شهر كه هم اكنون نيز باقي است مربوط به همين محل مي باشد كه فاصله اي را در حدود 150 متر تا پل مشهور به لشكر كشيده شده است. اين حصار پس از دروازه لشكر ادامه مي يافت و از پشت امامزاده عبداله به سمت مشرق و در كنار نهر رقط تداوم داشته است. درمحل نهر رقط دره اي گسترده است كه در چند سال اخير بخش اعظم آن از حالت طبيعي در آورده شده و تسطيح گرديده است.

محل امتداد ديوار شهر از پشت امامزاده عبدالله تا رودخانه گرگر متأسفانه تسطيح گرديده و مورد سكونت واقع شده است. اين منطقه از شوشتر در حال حاضر به كميته سوخت موسوم است و دو خيابان شهيد عادي زاده و مؤذن محلهائي هستند كه حصار شهر از آنجا مي گذشته است. حصار شهر دقيقاً تا كنار رودخانه گرگر تداوم داشت. خوشبختانه عكسهاي هوائي موجود از اين منطقه بخشهائي از حصار شهر را نشان مي دهند كه با بررسيهاي ميداني و باستان شناختي علمي و دقيق انجام اين تحقيق ميسر گرديد.

 به علت عمق كم نهر داريون نسبت به نهر گرگر ايرانيان با استفاده از يك ديوار بزرگ و غير قابل نفوذ بخش جنوبي و غربي شهر را غير قابل نفوذ كردند. بخش شمالي شهر نيز كه رودخانه كارون جريان داشت بدليل اينكه پشت مرزهاي مورد هجوم و در داخل مرزهاي ساسانيان قرار داشت امكان نفوذ از جهت شمالي به درون شهر ضعيف بود. تنها بخش جنوبي شهر كه به سمت امپراطوري روم و قدرتهاي ملوك الطوائفي بود بايستي مستحكم و غير قابل نفوذ مي گرديد.

هنگام احداث ديوار و حصار شهر اعراب شبه جزيره عربستان يك قدرت خطرناك به حساب نمي آمدند. با ظهور اسلام و پشتوانه مكتبي اين دين اعراب كه به خواسته مورد نظرشان دست يافته بودند و از زير قدرتهاي محلي و قبيله اي خارج شده بودند با اعتقاد راسخ و يك دست، متحد گرديده و آماده شدند كه جهت اعتلاي اين دين جديد جان خويش را نثار كنند. در كتابها و متون تاريخي موجود آمده است كه لشكر اسلام در هنگام تصرف شوشتر مدت زمان مديدي را در بيرون از شهر اطراق كردند و بدليل عظمت و تسخير ناپذيري آن قادر به تصرف آن نبودند و در نهايت فردي از اهالي شوشتر ضمن همكاري با لشكر اسلام باعث گرديد كه شهر تسخير ناپذير شوشتر تسخير گردد.

حصار شوشتر دارای خصوصيات زير است:

1- پي حصار از مصالح سنگهاي رسوبي است كه جهت استحكام بيشتر حصار آنها را در كنار هم قرار داده و با ملات گل و گچ استحكام آنها را بالا برده اند. بر روي مصالح سنگي را نيز با استفاده از خاك و سنگهاي رودخانه اي پوشانده اند.

2- قطر بخش پائيني حصار بين3- 5  متر  بوده و ارتفاع آن بين 4 تا 6 متر بوده است.قسمت بالاي حصار نيز به حالت شيب دار در دو سوي حصار مشخص است.

3- تراكم خاك و حجم بالاي استفاده از آن باعث استحكام حصار در طولاني مدت مي شده است.

4- در  بخشهائي مشخص از حصار برجهائي را ساخته اند كه ارتفاع آن بيشتر از ديوار مي باشد. فرم آن نيز به شكل مدور بوده و نگهبانان در آنها مستقر مي شده اند.

بعد از ورود اسلام به منطقه بدليل اينكه شوشتر زير نفوذ دين اسلام قرار گرفته بود و نماينده خليفه در آنجا مستقر شده بود و بدليل اينكه خطر تصرف و حمله به شهر نيز كمتر شده بود، خواه ناخواه از اهميت و اعتبار حصار كاسته شد، اما به مرور زمان تهاجمات منطقه اي رو به فزوني نهاد و ايرانيان مسلمان ناچار شدند مجدداً به حصار شهر توجه كنند.

حصار شهر كه در طي اين مدت بلا استفاده مانده و سيلابهاي ساليان گذشته بخشهائي از آن را ويران و با خود برده بود، مي بايستي مجدداً احياء مي گرديد. حصار باستاني شهر در كشاكش نهرداريون تداوم داشت و در دوره اسلامي و هنگام احياء آن حصار اندكي از نهرداريون فاصله داشت كه در نقشه پيوست با خط چين مشخص شده است.

در حمله مغول به منطقه آسيبهاي گسترده اي به حصار و شهر وارد آمد كه برخي از اين خسارات جبران ناپذير بود. اما با تخريبهائي كه در طول تاريخ بر پيكر اين شهر باستاني وارد آمده هرگز اهالي شوشتر از عمران و آباداني و ساختن بناها و حصارهاي غير قابل نفوذ دست بر نداشته اند. نگاهي به بافت قديم شوشتر همه چيز را به اثبات مي رساند.

وقتي كه وارد بافت قديم شوشتر مي شويم همه چيز گوياي صلابت، عظمت و بزرگي است. ديوارها از مصالح سنگ آنچنان عظمتي به بناها بخشيده اند كه قدرت هيچ غارتگري نمي توانسته است اين بناها را به تصرف در آورد.

 در بررسي حصار و ديوار دفاعي شهر به سه مورد مهم بايستي توجه نمود:

1- حصار اصلي شهر كه شرح آن داده شد عبارت است از حصاري مستحكم و تسخير ناپذير كه به عنوان حصار كلي شهر مطرح است كه همانطوري كه اشاره شد در محدوده نهرداريون تا رودخانه گرگر امتداد داشته است و دروازه هاي شهر و كنترل ورود و خروج از مكانهاي خاصي بوده كه در حصار تعبيه گرديده بود.

2- مرحله بعد از استحكامات شهر ديوارهاي بلند و ستبر منازل اهالي شوشتر مي باشد كه  ارتفاع و عظمت اين ديوارها هر بيننده اي را شگفت زده مي كند. بلندي اين ديوارها علاوه بر ساير مزايائي كه داشته اين ويژگي را نيز داشته است كه مانع محكمي جهت تصرف منازل اهالي ساكن در شوشتر باشد.

3- خندق و برجهاي تدافعي قلعه شوشتر(سلاسل) كه هرمزان ساساني هنگام تصرف شهر در اين فلعه مستقر گرديد. عظمت برج ها و بارو و خندق اين قلعه به حدي بوده كه لشكر اسلام قادر به تصرف اين قلعه نگرديد. و سرانجام پس از تبادل نظر ساكنين قلعه با سپاهيان اسلام كه قلعه را محاصره كرده بودند و پس از اتمام آذوقه ساكنين قلعه هرمزان خود را تسليم سپاه اسلام نمود. عظمت و تصرف ناپذيري اين قلعه به حدي بوده كه تا دوره قاجاريه نيز اين قلعه مقر حاكم نشين بوده است.

در عصر پهلوي بدليل از بين رفتن قدرتهاي محلي و منطقه اي و وادار كردن آنها به اطاعت از حكومت مركزي امنيت در منطقه و شهر باعث گرديد كه اهالي ديگر ترسي از هجوم غارتگران نداشته باشند و در نتيجه شهر رو به توسعه و عمران نهاد تا جايي كه بنيان حصار شهر نيز در معرض خطر قرار گرفت و بخش اعظم آن در گسترش شهر نشيني از بين رفت.

اما نكته مهمي كه در اينجا بايستي به آن اشاره كرد وجود رودخانه كارون در شوشتر است. اصولاً تمام تمدنهاي باستاني در كنار رودخانه ها شكل گرفته اند ،تمدن مصر در كنار رود نيل ،تمدن چين در كنار رود زرد،تمدن بين النهرين در كنار رود دجله و فرات تمدن ايلام در كنار رودخانه كارون و.... كه تماماً به اين نكته اشارت دارد كه يك تمدن شكوفائي خود را مديون عامل حيات آدمي  يعني آب  مي داند. اما از آنجائيكه رودخانه كارون يكي از بزرگترين و پر آب ترين رودهاي جهان باستان و حتي امروزه به حساب مي آمده ، استقرار هاي فراواني چه در مناطقي كه كوهستاني است و رودخانه از دره هاي آن گذر مي كند و چه در محلهائي كه جلگه ايست و انسان در دشت ساكن است وجود داشته و دارد و اهالي شوشتر از اين رودخانه نهايت بهره برداري و استفاده را كرده اند. كانالها،نهرها،آبراهها، قنات ها، آسيابها، بندها، پل ها و پل بندها همه و همه نشان از توجه مردم به اين رودخانه بوده است. رودخانه كارون شوشتر را همانند جزيره اي در بر گرفته و از آن به مانند نگيني درخشان محا فظت مي كرده است.

اما نكته اي كه بايد به آن اشا ره كرد اين است كه با توجه به اينكه در دوران باستان مناطق شهري ازبخشهاي مختلفي تشكيل مي شده اند، (بخشهاي اعيان نشين وبخشهاي اداري و غيره ). اين احتمال وجود دارد كه شوشتر نيز به همين صورت بوده باشد قلعه سلاسل بخش اعيان نشين و محل استقرار حاكم شهر بوده كه خود به طور مجزا داراي خندق و حصار بوده است.

پيرامون قلعه شوشتر(سلاسل) مردم عادي زندگي ميكردند ،كه بناها داراي ديوار بلند با مصالح سنگ بودند. اين احتمال وجود دارد يك حصار فرعي و دومي هم علاوه بر ديوار اصلي شهر وجود داشته كه ساكنين منطقه پيرامون قلعه را محافظت ميكرده است كه در دوره اسلامي به دليل گسترش شهر به سمت جنوب و وجود امنيت حصار فوق از بين رفته است البته اشاره فوق به دو دليل است يكي اينكه شهرهاي بزرگ در دنياي باستان داراي اين ويژگي بودند كه بخشهاي مختلف آنها از يكديگر مشخص شده بود و ديگر اينكه در امتداد پل حاج خدايي خطي از يك حصار مشاهده ميشود كه احتمالا همان حصار دوم شهر بوده است.

اهالي شهرهاي باستاني از جمله شوشتر با شروع روز و آغاز كار از خانه هاي خويش بيرون آمده و به زمينهاي كشاورزي اطراف شهر مي رفتند و به كارهاي روزمره خويش مي پرداختند و در پايان روز كاري و پس ازاتمام كار به محل سكونت خويش در درون حصار شهر مي رفتند و اين شيوه تا قبل از فتح شوشتر توسط لشكر اسلام ادامه يافت.

نكته ديگر ، راجع به شكل و فرم حصار شهر مي باشد كه با توجه به بررسيهاي باستان شناسي و ميداني در منطقه شكل و پلان كلي حصار را به صورت مستطيل برداشت نموديم در دوران ساساني شكل و فرم شهر ها بر خلاف دوره پارتي كه به صورت مدور بود به شكل مستطيل مي ساختند و در مجموع اين چنين مي توانيم فرض كنيم كه حصار شهر متعلق به دوره ساسانيان مي باشد. در جنوب شوشتر بين شهرك علم الهدي تا روستاي مهدي آباد يك محوطه بزرگ باستاني متعلق به دوره ايليماييدكه همزمان با دوره پارتي در اين منطقه مستقر بوده اند وجود دارد كه در اصل شوشتر دوره پارتي ميباشد در اين منطقه يك تمدن بزرگ و باستاني مستقر بوده است كه باستان شناسان بقاياي آن را از زير خاك خارج كرده اند .اين منطقه به قدري غني و گسترده است كه براي ساليان سال جا براي تحقيق، بررسي و كاوش دارد.در دوره ساساني شهر شوشتر در محل قلعه سلاسل و پيرامون آن شكل گرفت و گسترش پيدا كرد و در اصل شهر فعلي شوشتر بر روي بقاياي دوره ساساني ساخته شده است و روند تكاملي شهر تا دوره اسلامي و بعد از آن تا دوره فعلي ادامه داشته ودارد.

  • نتيجه گيری

اصولا  وجود حصار در يك منطقه  نشان از اهميت و بزرگي محل دارد و در طول تاريخ باستان تنها شهرهاي مهم و استراتژيك داراي حصار  بوده اند و ساير مناطق كه از اهميت برخوردار نبودند، فاقد حصار پيرامون محل بوده اند.

قطعا يكي از دلايل تداوم حيات شوشتر به عنوان يك شهر تاريخي قرار گرفتن آن در محلي است كه ارتباطات منطقه اي و بين منطقه اي درآنجا به سهولت انجام مي گرفته است شوشتر داراي تمام شرايط لازم جهت رشد و شكوفايي بوده  است  نزديكي به كوههاي شمال منطقه از لحاظ ارتباط با مناطق همجوار و عبور جاده مهم و تاريخي كه از تخت جمشيد به شوش وصل شد و همچنين امكان بهره وري از زمينهاي حاصلخيز شوشتر و عبور رودخانه از كنار آن باعث گرديد كه شوشتر روز به روز بزرگتر، مهمتر، باشكوه تر و تواناتر شود تا جايي كه قرنها اين محل به عنوان حاكم نشين منطقه مطرح بوده است.

حال يك چنين مكان با ارزشي مي طلبد كه به دليل رقابتهاي موجود بين اقوام و احتمال خطر سقوط و نابودي به دست رقيبان به شكل يك دژ استوار و تسخير ناپذير درآيد.

متاسفانه در چند دهه اخير به دليل شرايط اقتصادي و سياسي شوشتر از مركزيت خارج گرديد اما به جرات ميتوان اذعان كرد كه شوشتر ميتواند به عنوان يك قطب فرهنگي، اقتصادي مجددا به گردونه حيات خويش باز گردد خوشبختانه با ايجاد شرايط لازم و بهبود موقعيتهاي خاص شوشتر هم اكنون پا در وادي رشد و شكوفايي نهاده است. .


پژوهشگر: قاسم كريميوند

  • پی نوشت ها

1- آ ثار و بناهاي تاريخي خوزستان – احمد اقتداري – انتشارات انجمن آثار ملي

2-  ايشان از پژوهشگران به نام شوشتر به شمار مي روند كه در زمينه هاي مختلف علمي از جمله تاريخ، ادبيات، فلسفه و ... داراي تأليفات با ارزشي مي باشند.

3- ياد اشت ها ي منتشر نشده

4- تذكره شوشتر- سيد عبداله جزايري – انتشارات كتابخانه صدر – صفحه 2

5– همان منبع

 

مستوفی در نزهة القلوب می‌‌گوید: که شوشتر را شش دروازه است ازاین رو برخی اصل واژه شوشتر را ششدر احتمال داده اند. آن بدین دلیل بوده که این شهر دارای شش دروازه بوده که عبارت‌اند از:


پاورقی: ۱- تاریخ سنی الملوک والانبیا، به نقل از مجالس المومنین، جلد۱ صفحه ۶۹

برگرفته از : ویکی پدیا

 

دروازه ماپاریان یکی از دروازه‌های ششگانه شهر تاریخی شوشتر بوده است که رو به شمال و به رودخانه شطیط و مسیر بند میزان باز می‌شده است. اكنون آثاری از اين دروازه وجود ندارد.

 

دروازه دِسبول یکی از دروازه‌های ششگانه شهر تاریخی شوشتر بوده است که در شمال غربی شوشتر و بر پل و سد شادروان شوشتر باز می شده است. تصاویر قدیمی از این دروازه وجود دارد. اما دروازه اکنون ویران شده است.

دسبول احتمالاً صورت عربی نام دژپل (دزفول کنونی) است

دروازه آدینه یکی از دروازه‌های ششگانه شهر تاریخی شوشتر بوده است که در غرب شهر باز می شده و هماکنون آثار آن در کنار نهر داریون پیداست. نام آدینه بخاطر این است که از جانب مسجد جامع شوشتر بوده است.

دروازه لشکر یکی از دروازه‌های ششگانه شهر تاریخی شوشتر بوده است که هماکنون فقط یک اتاقک از آثار آن برجاست. نوشته‌ای بر روی طاق آن به نام شاه سلطان حسین صفوی وجود داشت كه در سال هزار و سیصد و چهل هجری قمری خراب شد.[1]* این دروازه در جنوب غربی شوشتر به سمت شهر تاریخی عسکر مکرم باز می شده و مسیر آن از روی پل بند لشکر عبور می کند.

  1. ^  شوشتر در گذر تاريخ(محمد تقی زاده)

دروازه مقام علی از دروازه‌های ششگانه شهر تاریخی شوشتر بوده است که در زاویه جنوب شرقی مشرف بر رود گرگر باز می شده و احتمالاً از جانب بند برج عیار بوده است.

دروازه گرگر یکی از دروازه‌های ششگانه شهر تاریخی شوشتر بوده است که در سمت مشرق باز می‌شده و از روی سد گرگر عبور می‌کرده و راه مناطق بختیاری از آن می‌گذشته است. همکنون در کنار مجموعه آبشارهای شوشتر محوطه‌ای بزرگ و مدور را دروازه گرگر می‌نامند.

دخمه‌های زرتشتی شوشتر

از این نوع دخمه ها در شوشتر بسیار است و مربوطند به پیش از اسلام که اموات را در دخمه‌ها دفن می‌‌نمودند. دخمه‌ها را در دیوارهٔ کوهها و صخره‌ها حفر می‌‌کرده‌اند و به آنها استودان یا خرف خانه هم اطلاق می‌شود.

برگرفته از: ویکی پدیا

مجموعه آبشارهای شوشتر

محوطه آبشارهاي شوشتر در جنوب پل بند گرگر و خيابان شريعتي واقع شده است.

دقيقا ًمشخص نيست كه اين محوطه در چه زماني بوجود آمده ولي شواهد موجود نشان مي دهد كه احتمالاً در دوره ساساني، خصوصاً در زمان سلطنت شاپور اول بنا شده است.

طبق نوشته كتاب تذكره شوشتر، در زمان اردشير بابكان (بنيانگذار سلسله ساساني در سال 224ميلادي) بخاطر اينكه آب را به شرق و جنوب شوشتر رسانده و كشاورزي منطقه را رونق دهند، ساخت رود  گرگرشروع  و تا سلطنت شاپور،فرزند اردشير، ادامه يافت. بر روي اين نهر، پل بند گرگر ساخته شد،  كه نه تنها از طغيان آبهاي اضافي جلوگيري مي كرد، بلكه شهر شوشتر را با شرق آن ( مسجد سليمان و اهواز) مرتبط مي ساخت.بطوري كه درگذشته نزديك اين پل بند، دروازه گرگر وجود داشت.

درون محوطه آبشارها، حدود 40 آسياب وجود داشت كه اين آسياب ها در بخش شمالي، شرقي و غربي قرار داشتند. از آسياب ها براي تهيه آرد استفاده مي شد.

به مرور زمان بر اثر حوادث طبيعي (سيل و زلزله) و عوامل انساني اكثر اين آسياب ها رو به تخريب نهادند.در حال حاضر آسياب رضا گلاب توسط پايگاه ميراث فرهنگي سازه هاي آبي تاريخي شوشتر، مرمت و در حال فعاليت مي باشد.

در سال 1312 هجري شمسي، تاسيسات توليد برق در ضلع شمالي محوطه بوجود آمد كه با ولتاژ 110 ولت، برق بخشي شوشتر را تامين مي كرد. در سال 1332 هجري شمسي  كارخانه برق مستوفي جانشين تا‌سيسات قبلي گرديد.

علاوه بر موارد ذكر شده جهت تامين يخ مورد نياز منطقه، كارخانه يخ جولازاده به سال 1334 هجري شمسي در ضلع غربي محوطه اضافه گرديد.

يكي از مناطق زيبا و ديدني در اين مجموعه، محوطه سيكا مي باشد. تا چند سال پيش اهالي شهر از سيكا بعنوان تفريحگاه استفاده مي كردند. سيكا، شباهت زيادي با معابد صابئين دارد، بنابراين ميتوان احتمال داد كه در گذشته (قبل از اينكه صابئين از شوشتر به اهواز هجرت كنند) عبادتگاه صابئين دراين مكان قرار داشته است.

سازه های آبی - تاریخی شوشتر

معماري از اجتماعي ترين اشكال بروز هنر ، فرهنگ، توانمندي يك ملت و زمينه شناخت تاريخ گذشته و امكان تبلور آينده آن است. با اين باور  و بر اساس فرصتي كه در سال هاي اخير براي شناخت معماري شهري، توليدي و معماري مبتني بر آب در شهر شوشتر و پيرامون آن دست داد، سعي در طرح بزرگترين مجموعه آبي و ويژگي هاي آن خواهيم كرد تا به پيشنهاد مشخص در اين زمينه براي حفظ ميراث ارزشمند و توان آفرين آن برسيم. نقش توليدي آب و اثر توزيع و بهره برداري از آن در شكل گيري سيستم حكومت و نظام كالبدي در كنار فعاليتهاي دفاعي و اقليمي از اهميت ويژه اي برخوردار است.

ايجاد اولين امكان عبور از كارون عظيم و پهناور، مهار و بهره برداري از آب و انرژي آن به مدد پشتكار، هوش و درايت پدران ما در طي هزاران سال، يكي از بزرگترين و كهن ترين مجموعه هاي دست ساخت بشر تا پيش از دوران انقلاب صنعتي را پديد آورده است. مجموعه اي  كه در طول كيلومترها ادامه مي يابد و در طي هزاران سال كامل مي شود و در  جوار خود يكي از هوشمندانه ترين اشكال بروز معماري شهري–آبي را به وجود مي آورد.

از شگفتيها و فرازهاي اين كار آبي، ايجاد مجموعه عظيم چند عملكردي، در طول نزديك به يك كيلومتر شامل عناصر اصلي زير مي باشد:

الف) بند ميزان با هدف اصلي تقسيم آب كارون به دو شاخه دو دانگه(گرگر) و چهار دانگه(شطيط).


بند ميزان

ب) نهر داريون(داريوش) با كانالها و دريچه هاي متعدد و اهداف گوناگون و پيچيده اي چون آبياري جزيره ميان آب به وسعت حدود چهل هزار هكتار با تقسيم بندي ها و دريچه هاي بسيار دقيق كانالها، آب پخش كن ها، پلها و نهرهاي مفروش و... . همچنين تامين آب شرب شوشتر و نيز ايجاد دسترسي ويژه به قلعه شاهي سلاسل.


نهر داريون


پل بند شرابدار


پل لشكر


پل شاه علی

 

ج) پل بند شادروان به عنوان دريچه خروجي و تنظيم ارتفاع آب در نهايت غربي اين مجموعه آبي به منظور سوار كردن آب شطيط بر روي نهر داريون و ايجاد امكان عبور از كارون در شاهراه اصلي شرقي غربي منطقه در مسير شاهي تيسفون تا پاسارگاد.

د) ايجاد تعداد زيادي كانالهاي فرعي براي آبياري و به راه انداختن آسيابها و استفاده صنعتي از انرژي آب.


مجموعه آسياب ها و آبشارهای شوشتر

 

ه) كف سازي سنگي كارون در اين فاصله به منظور تثبيت كف رودخانه.

و) ايجاد عمارت كلاه فرنگي براي كنترل ميزان ارتفاع آب و نظارت بر عمليات در محدوده اين مجموعه.


برج كلاه فرنگی

 

ز) و در نهايت خود قلعه سلاسل به عنوان مركز فني، حكومتي و مديريت آب منطقه.

گلوگاه دستيابي و كنترل خوزستان و آب آن عمدتاً در اين منطقه شكل گرفته و تجلي آن قلعه سلاسل است كه به  تناوب از دوران ايلامي تا اواخر قاجار، محل استقرار حكومت محلي برفراز صخره شوشتر بوده است. اين مجموعه عظيم چنانكه گفته شد در فاصله بند ميزان تا پل بند شادروان كامل مي شود و به صورت چند منظوره آب كارون را در طول نزديك به يك كيلومتر، چند متر بالا آورده، از آب و انرژي آبي آن بطور شگفت انگيزي در طول چهل كيلومتر اراضي جنوبي شوشتر تا بند قير يعني دشت مياناب (ميان او، مينو، بهشت) را به يكي از سرسبزترين مناطق دنيا مبدل كرده بوده است. كانالهاي دستكند و دست ساخت متعدد و پلهاي آب بر و پل بندها و آسيابها و ديگر تاسيسات آبي صنعتي نه تنها شهر شوشتر را سيرآب و تهويه مي كرده، بلكه يكي از سرسبزترين و آبادترين مناطق را براي توليد انبوه و گسترده و كشاورزي (چونان انبار بزرگ غله) خلق كرده است.

كشاورزان در حاصل توليد، شهر نشينان و نيروهاي نظامي و ديواني نيز از بازار توليد تغذيه مي كرده اند، به نحوي كه منطقه خود بستر تمدنها و شهرهاي مهمي چون احتمالاً هيدالو (ايلامي هخامنشي) دستوا(پارتي- قبل و بعد از اسلام عسكر مكرم) و شوشتر كنوني(ساساني) بوده است.

در ادامه اين تاسيسات آبي ، پيرامون شاخه هاي كارون عناصر متعدد ديگري شكل گرفته اند كه از آن ميان مي توان به مجموعه شگفت انگيز پل بند گرگر،  مجموعه آبشارها(حدود پنجاه آسياب كه در خدمت كشاورزي منطقه بوده است)، برج عيار و تاسيسات منظم آن، بند زيباي ماهي بازان (خدا آفريد)، پل بند لشكر، بند خاك و بسياري از ديگر پلها و آب پخش كن ها و كانالهاي و تاسيسات در دو سوي جزيره ميان آب (و نيز شماري از عناصر هنوز ناشناخته) اشاره كرد. رد اين مجموعه را بوسيله كانال دستكند مسرقان از بند قير تا شرق اهواز و نيز تاسيسات آبي–صنعتي كهن اهواز مي توان پي گرفت. كار انساني شگفت انگيزي  كه به قول مهندس حامي اجازه نمي داده است حتي يك قطره از آب كارون هدر رود و به دريا بريزد.

اين مجموعه  عظيم در واقع تنها با پشتيباني مالي، نظامي، اداري و فني وبويژه مديريت بسيار هوشمندانه و قوي حكومتهاي متمركز و مقتدر در كشور و نمايندگان آنان به صورت شاهكان و ميرآبها و مهندسان ميسر مي شده است به نحوي كه حكومت در منطقه خوزستان همواره با مديريت مهندسي آب در هم آميخته بوده است و بر اين اساس مي توانسته پا بر جا بماند و انبار غله منطقه و توليدات گسترده صنعتي آن باشد.

مديريت آب خوزستان به قدري تخصصي و مهم بوده است كه حتي با تغيير حكومتها تغيير نمي كرده و تا حمله مغول هم كمابيش سرپا بوده است. اين مجموعه عظيم تر از آن بوده است كه با توان افراد و حتي حاكمان محلي قابل كنترل و اداره باشد.

در  نتيجه مركز مديريت و مهندسي آب خوزستان در طول تاريخ بطور عمده در قلعه سلاسل شكل مي گرفته است و حاكم خوزستان كه خود ميراب خوزستان و مسئول تشكيلات فني آن بوده، عنصر مهمي در مجموعه حكومت كشور به حساب مي آمده است. وزارت «كست افزوده» ساساني با وظيفه مديريت پيمودن و آب، شايد از همين قلعه سلاسل هدايت مي شده است.

هر زمان قدرت و تمركز حكومتهاي مركزي افول كرده، در معرض تهاجمها و نابساماني قرار گرفته است، اين مجموعه در هم پاشيده و از كارآيي و رونق افتاده است. با ضعف قدرتهاي متمركز ناشي از جنگ و تهاجم و ضعف مالي و نظامي و قطع ارتباط متقابل حكومت منطقه و حكومت مركزي اين ماشين عظيم كه به مراقبت پر هزينه و سنگين دائمي مالي نظامي و فني نيازمند بوده است از كار مي افتاده و قحطي و ويراني در منطقه رخ مي نموده است. (نمونه هاي تاريخي بقا و زوال از اين دست را در اين منطقه و در بين النهرين بسيار مي توان يافت)

به همين سبب آب همواره عنصر مورد ستايش، مطهر، مقدس و مهمي در اعتقادات و سنن مردم اين مرز و بوم بوده است. با توجه به بحث فوق روشن است كه مطالعه سيستم آبي خوزستان، ريشه ها، زمينه هاي تاريخي و عناصر آن نه تنها خود في نفسه بسيار مهم و پر جذبه است، بلكه زمينه منحصر بفردي براي شناخت علت پديدار شدن حكومتهاي مقتدر و متمركز آسيايي و شكل خاص آن در ايران بشمار مي آيد.

در اين راستا با همكاريهاي ويژه فرهنگي، دانشگاهي و بخصوص سازمان ميراث فرهنگي، با زمينه هاي معماري، معماري شهري، شهرسازي، باستانشناسي، تاريخ، هنر، مردم شناسي و جامعه شناسي در منطقه به آموزش و انتقال تجربه بي نظير نياكان در طول هزاره ها در مهار بزرگترين رودخانه كشور، در جهت ايجاد تمدني بزرگ همت گمارده ايم.

اين جاري بي زوال كه در جهت تكامل زندگي، توليد نعم مادي و جهت احياي شهر و منطقه در گذشته كار كرده است، امروزه با هدف استخراج علوم در ايران باستان در فن ابياري و تبديل به يك مجموعه فرهنگي، تفريحي و توليدي  از طريق احياي بخشهايي از سيستم آبي گذشته، و نيز محلي براي جلب سياحان، به صورت يك پارك موزه گسترده، بررسي مي شود؛ تا به حفظ ميراث و انتقال شگردها و تجربه هاي توليد كهن و شناخت علمي اسرار زندگي پيشينيان كمك كند. بي ترديد اين مجموعه بر اساس همه نظرات كارشناسي سودي سرشار براي مملكت ببارخواهد آورد.

 مهندس محمدحسين ارسطو زاده (مدير پايگاه ميراث فرهنگي سازه هاي آبي تاريخي شوشتر)
عليرضا دانشپور (دانشجوي كارشناسي ارشد معماري–كارشناس پايگاه ميراث فرهنگي سازه هاي آبي تاريخي شوشتر)


منابع
-كسروي، احمد، تاريخ پانصد ساله خوزستان، چاپ بهمن، تهران، 1373

-جمعي از نويسندگان، فن آبياري در ايران باستان

-كريميان، نادر، مجموعه مقالات، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور، آذرماه 1383

-مجموعه مقالات كنگره ارگ بم، كرمان، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور.

جهت دريافت اطلاعات بيشتر به وبگاه بناهاي آبي تاريخي شوشتر به نشانی: http://www.shushtarmiras.ir مراجعه فرماييد

لیست اشیا جمع آوری شده موزه مردم شناسی شوشتراز خرداد ۸۵ تا شهریور ۸۵ 

در راستای اطلاع رسانی در مورد مراحل تاسیس موزه مردم شناسی شوشتر ضروری دانستم فهرستی از اشیاء جمع آوری شده موزه مردم شناسی شوشتر از تاریخ 20 خرداد1385 لغایت 7 شهریور 1385 را به اطلاع شما برسانم. همانطور که قبلا گفتم اشیاءجمع آوری شده عموما مورد استفاده مردم شوشتر از حدود 100 تا 150 سال پیش بوده است.

بشقاب مسی قلم کاری شده- کاسه مسی قلم کاری شده - گلو بند ورشو - قچ(مخصوص دارو دادن به کودک - چای پالان- ماهی تابه قدیمی دستگیره دار(دستگیره گرد)- شاه کلید- زنگوله کوچک- ترازوی قدیمی- چای دان ورشو- کاسه برنجی - بخوری بچه- چره (وسیله پشم چینی گوسفند)- کرکیت (مخصوص بافت قالی)- هاون سنگی- آسیاب خانگی سنگی- ملحفه بافت شوشتر- لنگ(long)- هاون چوبی و دسته آن

 

[ جمعه بیست و سوم بهمن 1388 ] [ 18:33 ] [ خدیجه محمدی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ خوزستان خوش اومدید
برای استفاده راحت تر و بهتر از مطالب وبلاگ از تقسیم بندی موضوعی مطالب استفاده کنید
البته این قسمت در دست تکمیله و هنوز به طور کامل تموم نشده
امکانات وب