X
تبلیغات
دیدنی های خوزستان

دیدنی های خوزستان
Welcome to Khozestan Weblog 
قالب وبلاگ
نويسندگان
آب و هوای اهواز

در جواب به نظر زهراجان:

سلام خدیجه جان من امروز با وبلاگت آشنا شدم
من از بچه های مدیریت جهانگردی .... هستم خواستم بونم توی برنامه کاری وبلاگت انتقاد و پیشنهاد به مسئولین وجود داره؟؟؟
ما شدیدا به این امکان نیاز داریم...
منتظر پاسختون هستم♥

==============================

زهرا من منظورتو نفهمیدم خانمی ظاهروباطن وبلاگ همینه

نمیدونم این امکانی که ازش حرف میزنی چه طوری هست

اگه بخای همکاری کنی بهم خبر بده

[ جمعه هشتم شهریور 1392 ] [ 19:46 ] [ خدیجه محمدی ]
کسی دوست داره اینجا همکاری کنه

[ سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392 ] [ 18:34 ] [ خدیجه محمدی ]

اهواز مرکز استان خوزستان

در زمان ساسانی‌ها "خوجی‌ها" که یکی از طوایف اصیل ایرانی بودند و نام خوزستان هم از آن‌ها گرفته شده، در اطراف کارون به کشت نیشکر و تهیه شکر می‌پرداختند. شهر هرمز اردشیر در اواخر دوره ساسانی به "خوجستان وازار" یعنی بازار خوزی‌ها مشهور شد. پس از سقوط ساسانیان، هنگامی که این شهر به دست اعراب افتاد، خوزی و هوزی را به جمع مکسر درآوردند و آن را "اهواز" نامیدند.
عکس: نمایی از پل کابلی اهواز در شب.



پل معلق اهواز



پل سفید اهواز یا پل معلق در سال ۱۳۱۵ بر روی رودخانه کارون ساخته شد. این پل دارای دو قوس بتنی ۱۲ و ۲۰ متری است. مهندسی آلمانی به اتفاق همسر شروع به ساختن این پل کرد. برخی مشکلات ساخت پل را متوقف کرد. در همین زمان سازنده آلمانی پل نیز درگذشت، اما چندی بعد همسر وی ساخت پل را به پایان رساند.
[ دوشنبه نهم اردیبهشت 1392 ] [ 12:33 ] [ خدیجه محمدی ]
سلام اقا مرتضی

شرمنده همه زحمات وبلاگ افتاد روی دوش شما

راستش من فعلا توی شرایط روحی فوق العاده بدی هستم

عزیزترین کسی که دارم روز به روز داره آب میشه و من کاری نمیتونم انجام بدم

با این اوضاع و احوال مطمئنا نمیتونم واسه وبلا گ مفیدباشم

دعا کنید که اوضاع جسمی عزیزم و روحی خودم خوب بشه تا بازبتونم اینجاخدمت کنم


[ جمعه نهم تیر 1391 ] [ 19:43 ] [ خدیجه محمدی ]

سلام به همه هموطنای عزیزم.من مرتضی هستم.بعد از دو بار اعمال تغییرات اساسی توی ساختار وبلاگ که تونست باعث جذب  بازدیدکننده در بعضی از ماه های سال بشه،الان مدتیه که به خاطر مشغله و درس نرسیدم که به وبلاگ سر بزنم.خانم محمدی هم گویا به وبلاگ سر نمیزنن.امروز قالب وبلاگ رو تغییر دادم و مطابق پیشنهاد خوب بازدیدکننده عزیز علیرضا گوهری بخشی از مطالب هر کدوم از پست ها رو در قسمت ادامه مطلبشون قرار دادم تا وبلاگ کمی راحتتر بالا بیاد.در حال حاضر برای تکمیل بخش تقسیم بندی موضوعی وبلاگ نیاز به کمک دارم.موضوعات که در سمت راست وبلاگ اونو می بینید هنوز نیاز به تکمیل داره و نه تنها باید برخی از پست ها به موضوعات مخصوص به خودش اختصاص پیدا کنه بلکه نیاز هست که پست های جدیدی برای بعضی از موضوعات نوشته بشه.مثلا برای بخش نقشه ها یا مناطق عملیاتی هیچ پستی نوشته نشده.علاوه بر این متاسفانه تقریبا لینک تمام عکسهای بخش گالری خراب شده و باید بروزرسانی بشه.به همین خاطر صمیمانه از عزیزانی که از وبلاگ بازدید می کنن میخوام که چراغ این وبلاگ رو با کمک و همکاریشون روشن نگه دارن همونطور که دوست دارن چراغ سرافرازی خوزستان و ایران عزیز برای همیشه روشن باقی بمونه.منتظر ایمیل هاتون هستم.

با تشکر

mory12003@yahoo.com

[ چهارشنبه سوم خرداد 1391 ] [ 9:31 ] [ خدیجه محمدی ]
سلام  و خوش آمد به همه
من  خواستم یه نکته رو بگم
بعضی از دوستان  خواستن که ایمیل من رو داشته باشن
من قبلا ایمیلم رو گذاشتم که اگه کسی قصد همکاری  داشت
یا نظر خاصی داشت بهم اطلاع بده
باز هم  ایمیلم رو میگذارم
gole_sorkh150@yahoo.com
[ جمعه هفتم مرداد 1390 ] [ 18:22 ] [ خدیجه محمدی ]

 

آرامگاه دانيال نبی (ع)                                      

                                                               

دانيال يكی از پيامبران بنی اسرائيل (قرن هفتم قبل از ميلاد) است . دانيال به زبان های عبری مفهوم (خدا حاكم من است) را دارد . در سال 655 قبل از ميلاد وی را به دربار «نبوكد نصر» پادشاه بابل به اسارت بردند . وی در آنجا به علوم كلدانيان و زبان مقدس واقف گرديد ودر حكمت از آنان پيشی گرفت . اولين واقعه ای كه سبب نفوذ دانيال نبی گرديد تعبير خواب نبوكد نصر بود . بدين گونه پيغمبری خود را آشكار نمود ومورد توجه آن پادشاه قرار گرفت . وی به همراه عده ای از قوم يهود به ايران مهاجرت نمود ودر شوش ساكن شد ودر آنجا وفات يافت .

آرامگاه دانيال نبی در ساحل شرقی رودخانه شاوور و روبروی تپه ارگ قرار دارد . بنای زيارتگاه شامل دوحياط است . بر روی گنبد مخروطی پله ای قرار دارد كه نوع رايج گنبدهای منطقه است .

 

فتح شوشتر توسط سپاهیان اسلام و جسد دانيال نبی

داستان ديگری كه در جريان فتح شوشتر ذكر می‌‌كنند، مساله پيدا شدن جسد دانيال نبی در اين شهر است. به طوری كه می‌‌نويسند، چون ابو موسي اشعری شوشتر را فتح كرد، جسدی همراه با كيسه ای پول در حوض آبی كه از مس ساخته شده بود پيدا كرد. وقتی علت اين امر را از مردم جويا شد، آنها پاسخ دادند، هركسی كه محتاج می‌شود، به اندازه نياز خود از آنها برمي دارد و چون مشكل وی رفع گرديد، پول را بر می‌‌گرداند. و اگر كسی قرض خود را ادا نكند، مريض می‌شود. ابو موسی اين قضيه را به اطلاع عمر رسانيد و عمر نيز در پاسخ نوشت، آن جسد دانيال نبی است. او را بيرون بياور، غسل ده و كفن بپوشان و بر او نماز بخوان و دفنش كن. همدانی مورخ قرن ششم هجری در اين باره می‌‌نويسد: «جسد دانيال به تستر بود. اهل شوش را قحط فرا رسيد، جسد دانيال بخواستند. ايشان تابوت را به شوش فرستادند تا قحط برفت. تابوت را پنهان كردند در قعر دريا و سوگند خوردند پيران شوش كه تابوت در اين شهر نيست. پس مردم شوشتر از كودكان بپرسيدند. كودكان دليلی كردند بر تابوت، پس عادت افتاد در آن شهر، گواهی كودكان شنوند.»

 

 آرامگاه دعبل بن خزاعی                                                 

                                                   

         

 

 يكی ديگر از بناهای تاريخی و مذهبی شهرستان شوش ، آرامگاه دعبل بن خزاعی است حسن بن علی معروف به دعبل خزاعی شاعر اهل بيت عصمت و طهارت (ع) متولد سال 134 و همزمان عصر چهار امام بود

در بخش شمالی شهر باستانی شوش ، در قبرستان قديمی اين شهر و در كنار بقعه امامزاده عبدالله بن علی ، آرامگاه شخصيتی واقع شده كه يكی از چهره های بزرگ فرهنگی جهان تشيع در قرون دوم و سوم هجری بشمار می رود . شخصيتي كه توانست با نبوغ بی نظير خود ، شيعيان را اعتلای بيشتری بخشد . او مي توانست با استعداد و تواناييهاي خود از بهترين جايگاه اجتماعي برخوردار گردد و بهترين و راحت ترين زندگي را براي خود فراهم كند ؛ وي در روزگاري مي زيست كه خلفاي بني عباس ظالمانه تمام امور زندگي مردم را در دست داشتند ؛ بيشتر اين خلفا به سرودن و شنيدن شعر ، به ويژه در مدح آنها اهميتي وافر مي دادند . شاعران زيادي در اين زمان ، با سرودن شعرهايي در مدح ايشان هزاران هزار جايزه و صله دريافت مي كردند . اما در اين ميان شاعران آن زمان تنها دعبل خزاعي بود كه به سكه ها و نقره ها پشت كرد ؛ به راستي چه عاملي باعث شد كه او لذات دنيوي را كنار گذاشته و عمري طولاني ، اوارة بيابانها گردد ؟ عقيده و ايمان به حق تنها نيرويي بود كه دعبل خود را بدان مجهز ساخته و عمري طولاني در پرتو آن به جهاد و مبارزه با ظالمان زمانش پرداخت . از اين رو شناخت هر چه بيشتر و بهتر اين شخصيت مستلزم شناخت زمان و شرايط حاكم بر زمان اوست .  


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388 ] [ 2:52 ] [ خدیجه محمدی ]

 

قدمت شوشتر

وقتي رسوب ها و دشت ها تشكيل شدند بوميان ايران كه پيش از مهاجرت آرياييان در گوشه و كنار ،زندگي ميكردند در شكاف هايي كه در دامنه هاي پر درخت كوه ها فراهم شده بود زندگي مي كرده اند و سقف شكاف ها را از شاخه هاي درخت مي ساختند يا اينكه در غارها و پناه گاه هايي كه درشكم كوه ها بوده و بيشتر از اين غارها شكاف ها بستر رودهاي سابق بوده است ،جايگاهي براي خود ترتيب داده بودند .

نخستين غاري كه از اين نوع در ايران پيدا شد ه غاريست كه باستان شناسان فرانسوي در بهار سال 1328 در درة تنگ (پبده) در كوه هاي بختياري در شمال شرقي شوشتر كشف كرده اند .

معماري از اجتماعي ترين اشكال بروز هنر ، فرهنگ، توانمندي يك ملت و زمينه شناخت تاريخ گذشته و امكان تبلور آينده آن است. با اين باور  و بر اساس فرصتي كه در سال هاي اخير براي شناخت معماري شهري، توليدي و معماري مبتني بر آب در شهر شوشتر و پيرامون آن دست داد، سعي در طرح بزرگترين مجموعه آبي و ويژگي هاي آن خواهيم كرد تا به پيشنهاد مشخص در اين زمينه براي حفظ ميراث ارزشمند و توان آفرين آن برسيم. نقش توليدي آب و اثر توزيع و بهره برداري از آن در شكل گيري سيستم حكومت و نظام كالبدي در كنار فعاليتهاي دفاعي و اقليمي از اهميت ويژه اي برخوردار است.

 

محوطه آبشارهاي شوشتر در جنوب پل بند گرگر و خيابان شريعتي واقع شده است.

دقيقا ًمشخص نيست كه اين محوطه در چه زماني بوجود آمده ولي شواهد موجود نشان مي دهد كه احتمالاً در دوره ساساني، خصوصاً در زمان سلطنت شاپور اول بنا شده است.

طبق نوشته كتاب تذكره شوشتر، در زمان اردشير بابكان (بنيانگذار سلسله ساساني در سال 224ميلادي) بخاطر اينكه آب را به شرق و جنوب شوشتر رسانده و كشاورزي منطقه را رونق دهند، ساخت رود  گرگرشروع  و تا سلطنت شاپور،فرزند اردشير، ادامه يافت. بر روي اين نهر، پل بند گرگر ساخته شد،  كه نه تنها از طغيان آبهاي اضافي جلوگيري مي كرد، بلكه شهر شوشتر را با شرق آن ( مسجد سليمان و اهواز) مرتبط مي ساخت.بطوري كه درگذشته نزديك اين پل بند، دروازه گرگر وجود داشت.

ش‍وش‍ت‍ر، ش‍‍ه‍ر س‍‍ازه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌آب‍‍ی‌ ش‍گ‍ف‍ت‌ ‌آور و گ‍ن‍ج‍ی‍ن‍ه‌ م‍‍ه‍ن‍دس‍‍ی‌ ‌آب‌ ‌ای‍ر‌ان‌ ب‍‍اس‍ت‍‍ان‌ در خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ ح‍ک‍‍ای‍ت‌ دی‍گ‍ر‌ی‌ د‌ارد ک‍ه‌ ‌آس‍ی‍‍اب‍‍ه‍‍ا و ‌آب‍ش‍‍ار‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌آن‌ در ک‍ن‍‍ار ب‍‍اف‍ت‌ ق‍دی‍م‍‍ی‌ خ‍‍اص‌ ب‍‍ا م‍ح‍ل‍ه‌ ‌ه‍‍ا و خ‍‍ان‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ق‍دی‍م‍‍ی‌ ش‍وش‍ت‍ر و‌اق‍‍ع‌ در 95 ک‍ی‍ل‍وم‍ت‍ر‌ی‌ ش‍م‍‍ال‌ ‌ا‌ه‍و‌از ن‍ی‍ز گ‍و‌اه‌ ت‍‍اری‍خ‌ ک‍‍ه‍ن‌ ‌ای‍ن‌ س‍رزم‍ی‍ن‌ ‌اس‍ت‌ .

 

قلعۀ سلاسل

« قلعه سلاسل دژي است بسيار بزرگ داراي حياطهاي مفصل و متعدد و سربازخانه ها و طويله ها و حمام ها و شبستان ها و برج ها و باغچه ها و قورخانه و نقاره خانه و حرم خانه و آشپزخانه و قاپي هاي متعدد و حوض هاي بزرگ و حصار و خندق كه اكنون بيشتر آن ويران و ساختمانها بر هم ريخته شده است. شكل قلعه بيضي غير منظم و جايش بسيار با صفا روي قطعه سنگي مشرف بر رود كارون واقع شده. هندسة بنايش بر خلاف ساير ابنيه شرقي است. اينجا ساختمان هاي چند طبقه در ميانه و حياطها در اطراف آنها است.

سلاطين و امراي پيشين عمارت عاليه و قصرهاي ممتاز كه به طلا و مينا و لاجورد منقش شده بود در آن ساخته بودند كه آثار برخي از آنها تا روزگار ما باقي بود.خندق دور آن بسيار عريض و عميق بود و بآب رودخانه كارون پيوند داشت و جز يكي دو پل راه رفت و آمد بقلعه نبود.

پس از کشف غار پبده در اطراف شوشتر چند غار ديگر به همين ترتيب در نواحي ايران پيدا شده ،اخيراً در مازندران و گيلان نيز پيدا كرده اند .از آثاري كه در اين غارها يافته اند پيداست كه مردم آن زمان ،خوراك خود را از شكار بدست مي آوردند و چون هنوز وسايلي براي شكار نداشتند ،براي شكار بيشتر به حيله متوسل ميشدند

وسايلي كه داشته اند عبارت بوده اند از چكشهاي سنگي ،تبر دستي و تبري كه دستة چوبي شكافدار داشته و اين ابزارها را از سنگ درست ميكرده اند و با سنگ ديگر ناهمواري هايي آنهارا از ميان ميبردند .


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و سوم بهمن 1388 ] [ 18:33 ] [ خدیجه محمدی ]
 

برخي آثار كشف شده در اين شهر متعلق به دوران قبل از ميلاد می باشدكه بازگو كننده قدمت ديرين اين شهر مي باشد

دزفول شهر کهن

دزفول شهر تمدن‌هاست. جای پای معماری ساسانی و بيزانس و روم شرقی را می‌توان در دزفول يافت.

دزفول مكانی بوده برای تبادل فرهنگ‌ها. شهری كه در آن روزگاری، رومی‌ها می‌زيستند و بر روی رودخانه‌اش سد ساختند.

در معماری خانه‌های كوچك دزفول، از سبك مسجد ايرانی گرفته تا كليسای رومی و از مكتب ساسانی گرفته تا يونانی همه را می‌توان ديد. شهری با بافت فشرده كه گويی مردمش طاقت دوری از هم را نداشتند كه خانه‌هايشان از سه طريق پشت‌بام، كوچه و زيرزمين به هم راه داشته.

اينجا سرزمينی است كه در آن پرتقال و خرما و موز در كنار هم می رويند. بايد در كوچه‌هايش گشت، منظره ديوارهايش را ديد، روبه‌روی هر دری ايستاد و سر را تا جايی بالا برد كه در آنجا ديوار و آسمان همديگر را ملاقات می‌كنند و آنگاه گوش سپرد به همه نجواهای شهر. بايد داخل خانه‌ها شد و سرک كشيد  به شواوان‌ها (شوادون به زبان محلی).

راهی زيرزمينی و دور و دراز كه گاهي از كنار رودخانه دز سردرمي‌آورد و بيشتر اوقات از خانه همسايه. اين راه زيرزمينی پناهگاه  مردم دزفول بود در زمان بمباران هوايی.

وقتی در كوچه‌های دزفول راه می‌روی، اگر هم تنها باشی، گويی تنها نيستی. در هر پيچی از كوچه، كوچه هم با تو می‌پيچد و چشم به آسانی و نرمی می چرخد.

دزفول را در زمان ساسانيان به صورت يك دژ و براي محافظت از پل رودخانه دز استوار كردند و به همين دليل كالبد شهر شديداً فشرده است و تمام خانه‌های ناحيه قديمی شهر بر زمين‌های كوچكی احداث شده‌اند.

دزفول از معدود شهرهای ايران است كه در معماری آن، آجر پخته به وفور به كار برده شده و گذشته از آنكه ديرپايی آن را باعث شده، اصالت و وقار خاصی نيز به آن بخشيده است.

 

قديمي ترين پل جهان در دزفول با گذشت بيش از 10 قرن از ساخت آن همچنان سالم و با دوام محل تردد عابرين و خودروهای سواری است...


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و سوم بهمن 1388 ] [ 17:49 ] [ خدیجه محمدی ]
سد اهواز قدیم

شادروان یا سد اهوازقدیم اندکی پایین ترازشهراهوازروی سنگهای بستررود کارون ساخته شده بود که آب کارون پشت آن انباشته می شد و جریان آب از طریق سه دریچۀ آن به وسیلۀ نهرهایی اراضی و کشتزارهای کرانه های چپ و راست رودخانه را آبیاری می کرد . تاریخ شکستن شادروان اهواز هر چند درجایی دقیق نوشته نشده ، ولی می توان آنرا در میانۀ نیمۀ آخر سدۀ5 تا نیمۀ اول سدۀ6هـ.ق.دانست .توربین آنها با فشار ریزش آب از شادروان می گردیده وبا آنها در جویهایی کومش مانند آب می ریخته اند تا از آن راه به باغچه های شهر خوزستان بازار و «هرمزداردشیر» که کوی شمالی شهر اهواز کهن بوده برسد .کوی هرمزداردشیردر شمال کانال کارشناسان افتاده بوده است.  

[ جمعه بیست و سوم بهمن 1388 ] [ 17:42 ] [ خدیجه محمدی ]
 

بقعۀ صاحب الزمان

بقعۀ صاحب الزمان در شمال شرقی شوشتر نزدیک بقعۀ شیخ شمس الدین در محلۀ گرگر است. ساختمان بقعه بر فراز تپه ای در میان گورستان قرارگرفته و در آذر ماه1349 هـ. ش. تعمیر و نوسازی شده است .

بقعۀ امام زاده عبد الله

بعقۀ امام زاده عبدالله بربالای تلی در جنوب شهر شوشتر قرار دارد و دارای چشم اندازبسیار زیبایی است . ساختمان اصلی آن را به المستنصر بالله خلیفۀ عباسی نسبت می دهند. دربالای سردرحرم امام زاده عبدالله ، کتیبه ای به خط کوفی باقی مانده که تاریخ 629هـ.ق. را دارد .این بقعه در گذشته دارای ساختمانهای جنبی چون مدرسه ، کتابخانه ، و مهمانسرا بوده است که به مرور زمان از بین رفته اند.

امام زاده عبدالله محل دفن یکی از فرزندان امام زین العابدین (ع) است.ضریح آن در زمان ناصر الدین شاه قاجار به سال 1270 هـ.ق. به سبک ضریح سازی اواخر صفوی ساخته شده است . این بنا گچ بریهای دوران قاجاریه را دارد و نقش سروها و شیشه کاری مرکز دایرۀ گنبد و حاشیه بندی آن جالب است.

در تاریخ 28 دی 1369 هـ. ش. به اتفاق آقایان محّمد ابریشم کار و محمود کریمی از امامزاده عبد الله درشوشتربازدید شد.سقف بقعه ترک برداشته است ودر وضع بدی قرار دارد وایوانهای بقعه نیزدرحال نابودی اند. متولی بقعه درحال حاضرآقای سید حسین کلیدداراست .

 

[ جمعه بیست و سوم بهمن 1388 ] [ 17:32 ] [ خدیجه محمدی ]
 

آرامگاه حزقیل نبی (Ezekial)

این بقعه در خیابان سی‌متری شریعتی، كوچه جنب مسجد سید نورالله، در شهرستان دزفول واقع شده است. بقعه حزقیل نبی را مدفن یا قدمگاه حضرت حزقیل از پیامبران بنی اسرائیل می‌دانند كه پدر بزگوار دانیال نبی بوده است. در قرآن از او به نام ذوالكفل ذكری به میان آمده است. متاسفانه بدلیل بازسازی كامل اثری از قدمت در آن دیده نمی‌شود.
سومین پیامبر بعد از موسى ، حزقیل (ذوالكفل ) بود.حزقیل پدر دانیال نیب و پدر بزرگ حضرت داوود است. حزقیل ، پیامبرى بود با خردى تابناك و صبرى شگرف در ردیف ادریس و اسماعیل .
در روزگارى كه او بر عده اى از بنى اسرائیل پیامبرى مى فرمود، دشمنى خطرناك از پادشاهان قلمرو مجاور او، به بنى اسرائیل حمله ور شد.
او بنا به وظیفه پیامبرى ، امر به جهاد و دفاع فرمود و مردم به فرمان او گردن نهادند، اما سخت با اكراه .
میدان جنگ ، در هامونى بیرون شهر واقع بود كه از دو طرف ، هم از ناحیه دشمن و هم از جانب یاران حزقیل ، به تپه هایى منتهى مى شد.
حزقیل ، سپاه خود را در برابر دشمن به دقت آراست ، به سبك جنگهاى آن روز، طلایه در پیش ، میمنه و میسره در دو جانب ، قلب در وسط و عقبدار در پشت سر و سپاه او فرق در سلاح بود، با تیغهاى آخته و زوبین و تیر و نیزه . اما سپاه دشمن بیشتر و آماده تر به نظر مى رسید.
ضعف ایمان در سپاه حزقیل از یك سو و قدرت ظاهرى سپاه دشمن و پچ پچ ها و دمدمه هاى یاءس آور منافقان از سوى دیگر، كم كم آرامش را زا سپاه حزفیل گرفت و آنگاه ، پیش از آنكه جنگ آغاز شود، نخست سربازان از مؤ خره سپاه گریختند و سپس تمام لشكر رو به فرار گذاشت .
حزقیل ، هر چه آنان را به مقاومت دلیرانه در برابر دشمن تشویق كرد، سودى نبخشید. آنان ننگ و خوارى را بر دلیرى و بردبارى ترجیح دادند.
دشمن كه حریفى در برابر خود نیافت ، از همان راه كه آمده بود بازگشت . حزقیل سپاه خود را نفرین كرد و خداوند همه آنان را، با اسبهایى كه بر آن سوار بودند، هلاك فرمود. حزقیل كه از پس سپاه روانه بود، آنان را در صحراى پیش روى ، هلاك شده یافت . منظره دلخراش هلاكت آن سپاه انبوه از یك سو و راءفت و مهربانى پیامبرانه حزقیل از سوى دیگر، دل او را سخت به درد آورد و با خداوند به مناجات پرداخت : - پروردگارا! هر چند من بر آنان خشمگین شدم و آنان از فرمان مقدس جهاد تن زدند. اما به هرحال از بندگان تو و پرستندگان ذات بزرگوار و عزیز تو بودند. از تو به تضرع خواستارم كه بر آنان رحمت آورى و ایشان را ببخشایى !
خداوند بزرگ و مهربان ، دعاى آن بزرگوار را پذیرفت و همه آنان را، دیگر بار زنده ساخت .

پاورقی
↑ آیات مربوط به داستان ذوالكفل : انبیاء / 85 و 86 - ص / 48

مسجد جامع دزفول

مسجد جامع از مسجد های قدیمی دزفول است که با توجه به سبک معماری و دارا بودن شبستان و ستون های سنگی می توان آن را از مساجد اوایل دورۀ اسلامی دانست .این مسجد در سده های 7و12هـ.ق. وسعت و مرمت یافته است . در سر در آن تاریخ 1157 هـ.ق. وجود دارد که تاریخ تعمیر آن است .


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و سوم بهمن 1388 ] [ 17:27 ] [ خدیجه محمدی ]
 

مقبرۀ علی بن مهزیاراهوازی

علی‌ابن مهزیار اهوازی، که در قرن سوم هـ. ق می‌زیسته‌است، از فقها، محدثان و دانشمندان معروف شیعه و از نزدیکان امام رضا ،امام جواد ، امام هادی ، و امام حسن عسکری بوده و احکام دینی را نزد آنها فرا گرفته و در برخی از مناطق، بخصوص در اهواز به عنوان نماینده ایشان بوده‌است. علی‌ابن مهزیار از مردم دورق (شادگان امروزی) بود که بعداً در اهواز ساکن شد. محل تولد ایشان هندیجان می‌باشد ولی با توجه به اینکه در قرن سوم هـ.ق هندیجان از توابع شهر دورق بود لذا او را اهل دورق معرفی کرده‌اند. پدر وی مذهب نصرانی داشت و سپس مسلمان شد و علی نیز به تبعیت از پدر در نوجوانی مسلمان گردید.

براساس برخی روایات وی در زمان امام حسن عسکری درگذشته‌است. بنابر روایات تاریخی هنگامی که مامون خلیفه عباسی دستور داد تا امام رضا به عنوان ولیعهد او از مدینه عازم خراسان شود امام در مسیر حرکت خود در روز شانزدهم صفر سال ۲۰۱ هـ.ق وارد اهواز شد و چند روزی در این شهر توقف نمود. بعداً در محل اقامت امام مسجدی به نام مسجدالرضا بنا گردید که علی‌ابن مهزیار وصیت کرد پس از مرگ او را در مسجد مذکور دفن کنند. در قسمت غربی بقعه وی و پیوسته به مقبره سالنی وجود دارد که احتمالاً همان مسجدی است که به آن اشاره شد.


 


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و سوم بهمن 1388 ] [ 17:18 ] [ خدیجه محمدی ]
 

خدمت دوستای گل خودم عرض کنم که یه ذره که فکریدم به این نتیجه رسیدم که مطالب وبلاگ یکم بی نظمه و هموطنای گلمون نمیتونن براحتی از مطالب استفاده کنن. برای همین تصمیم گرفتم که مطالب رو منظم تر کنم . البته مطالب قبلی پاک نمیشه اما همون مطالب به اضافه مطالب دیگه متناسب با موضوعاتی که تقسیم بندی کردم منظم میشه تا اگه کسی خواست استفاده کنه بتونه راحتتر به اون چیزی که میخواد دسترسی پیدا کنه . این کار به تدریج شروع میشه . براساس تقسیم بندی اولیه که کردم موضوعات مطالب به صورت زیر تقسیم بندی میشن

۱ـ امام زاده ها و بقاع متبرکه

۲ـ اماکن تاریخی

۳ـ مناطق طبیعی و تفریحی

۴ـ مناطق عملیاتی و جنگی

۵ـ نقشه ها

۶ـ مناطق صنعتی

۷ـ گالری عکس

۸ـ صنایع دستی

البته این تقسیم بندی اولیه است . اگه نظر و یا پیشنهادی در این مورد دارید حتما بگید. خوشحال میشیم . 

[ چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 ] [ 11:47 ] [ خدیجه محمدی ]

 

مناطق و مسیرهای گردشگری استان به طور خلاصه و جمع بندی شده در جدول زیر اومده.غیر از خود اهواز که جاذبه هاشو گفتیم از اهواز به سمت هر کودوم از مناطق جاذبه هایی داره که تو جدول اومده.هر چند که همه جای ایران سرای ماست و همه جاش قشنگه ولی خوزستانو فراموش نکنید.

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

اهواز

انديمشک

اهواز- شوش- دزفول- انديمشک

زيگورات چغازنبيل- قلعه شوش- پل قديم دزفول- ايوان كرخه- سد و درياچه پشت سد- مناطق حفاظت شده حيات وحش- بقاع متبرك حضرت دانيال نبی(ع) و امامزاده عبدالله(ع)

2

اهواز

خرمشهر

اهواز- شادگان- آبادان- خرمشهر

مناطق عملياتی- شهادتگاه- بيمارستان صحرائی و جنگی- گلزار شهدا- پل های جنگی – غنائم جنگی- پالايشگاه، بندر و كشتيرانی- بازارچه مرزی- جزيره مينو- تالاب بين المللی شادگان- مقام خضر- مدارس تاريخی- روستای فنيخ در خرمشهر

3

اهواز

بهبهان

اهواز- رامهرمز- بهبهان

شهر تاريخی ارجان- پل ديلميان- طاق نصرت ساسانی- قبر هرمز ساسانی- قلعه داوودلور

4

اهواز

مسجد سليمان

اهواز- شوشتر- مسجدسليمان

آبشارهای شوشتر- بندميزان- بافت قديم- آتشكده- بردنشانده- چشمه آب معدنی- سد شهيد عباسپور- بقاع متبرك شيخ شوشتری و شيخ انصاری- قدمگاه امام زمان

5

اهواز

ايذه

اهواز- باغملک- ايذه

منطقه ييلاقي ارتفاعات زاگرس- روستاي تفريحی مال آقا و امامزاده عبدالله- تالاب- غار اشكفت سلمان- سنگ نبشته كول فره- منطقه جانكی باغملک- مجسمه سوسن- امامزاده عبدالله باغملک- امامزاده ابراهيم (ع) ايذه

6

اهواز

هنديجان

اهواز- ماهشهر- هنديجان

صنايع بزرگ پتروشيمی- بازارچه مرزی- خليج هنديجان- بافت تاريخی هنديجان

[ چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 ] [ 11:30 ] [ خدیجه محمدی ]

 

سد اهواز قدیم

شادروان یا سد اهوازقدیم اندکی پایین ترازشهراهوازروی سنگهای بستررود کارون ساخته شده بود که آب کارون پشت آن انباشته می شد و جریان آب از طریق سه دریچۀ آن به وسیلۀ نهرهایی اراضی و کشتزارهای کرانه های چپ و راست رودخانه را آبیاری می کرد . تاریخ شکستن شادروان اهواز هر چند درجایی دقیق نوشته نشده ، ولی می توان آنرا در میانۀ نیمۀ آخر سدۀ5 تا نیمۀ اول سدۀ6هـ.ق.دانست .توربین آنها با فشار ریزش آب از شادروان می گردیده وبا آنها در جویهایی کومش مانند آب می ریخته اند تا از آن راه به باغچه های شهر خوزستان بازار و «هرمزداردشیر» که کوی شمالی شهر اهواز کهن بوده برسد .کوی هرمزداردشیردر شمال کانال کارشناسان افتاده بوده است.  

  مقبرۀ علی بن مهزیاراهوازی

مقبرۀ علی بن مهزیاردر خزعلیه واقع است .این مقبره بارها خراب و تعمیر شده است .برخی می گویند شاید این مقبره مسجد یا مقام علی بن موسی الرضا(ع) باشد که در سفر خراسان ساخته است.

 

[ دوشنبه پنجم بهمن 1388 ] [ 1:7 ] [ خدیجه محمدی ]

 

شهرستان دزفول با مساحت4762 كيلومتر مربع شمالي ترين شهرستان استان خوزستان محسوب مي شود كه از سمت شمال به استان لرستان و از سمت شرق به شهرستان مسجد سليمان و استان چهار محال بختياري واز شمال غربي به شهرستان انديمشك واز جنوب به شهرستان شوشتر و اهواز و از سمت غرب به شهرستان شوش محدود مي گردد. اين شهر با مركز استان (اهواز) 151كيلومتر وبا تهران 717كيلومتر فاصله دارد. ارتفاع شهرستان دزفول از سطح دريا 143 متر مي باشد،آبهواي شهرستان دزفول صحرايي بوده وداراي تابستانهاي گرم و زمستان هاي سرد و معتدل است.ناحيه شمالي دزفول كوهستاني و ناحيه مركز وجنوب آن دشت مي باشد و مرتفع ترين قله هاي شمالي دزفول قله كرناس با ارتفاع 2550 متر و قله كوه سالن به ارتفاع 2464 متر مي باشند. جمعيت اين شهرستان طبق سرشماري سال 1381 معادل386424 نفر است.رودخانه دز كه از بزرگترين رودخانه هاي استان خوزستان و كشور است در اين شهرستان جاري مي باشد.

برخي آثار كشف شده در اين شهر متعلق به دوران قبل از ميلاد مي باشدكه بازگو كننده قدمت ديرين اين شهر مي باشد

دزفول شهر کهن

اينجا شهر گفت‌‌وگوي تمدن‌هاست. جاي پاي معماري ساساني و بيزانس و روم شرقي را مي‌توان در دزفول يافت.

دزفول مكاني بوده براي تبادل فرهنگ‌ها. شهري كه در آن روزگاري، رومي‌ها مي‌زيستند و بر روي رودخانه‌اش سد ساختند.

در معماري خانه‌هاي كوچك دزفول، از سبك مسجد ايراني گرفته تا كليساي رومي و از مكتب ساساني گرفته تا يوناني همه را مي‌توان ديد. شهري با بافت فشرده كه گويي مردمش طاقت دوري از هم را نداشتند كه خانه‌هايشان از سه طريق پشت‌بام، كوچه و زيرزمين به هم راه داشته.

اينجا سرزميني است كه در آن پرتقال و خرما و موز در كنار هم مي‌رويند. بايد در كوچه‌هايش گشت، منظره ديوارهايش را ديد، روبه‌روي هر دري ايستاد و سر را تا جايي بالا برد كه در آنجا ديوار و آسمان همديگر را ملاقات مي‌كنند و آنگاه گوش سپرد به همه نجواهاي شهر. بايد داخل خانه‌ها شد و سرك كشيد  به شواوان‌ها (شوادون به زبان محلي).

راهي زيرزميني و دور و دراز كه گاهي از كنار رودخانه دز سردرمي‌آورد و بيشتر اوقات از خانه همسايه. اين راه زيرزميني پناهگاه  مردم دزفول بود در زمان بمباران هوايي.

وقتي در كوچه‌هاي دزفول راه مي‌روي، اگر هم تنها باشي، گويي تنها نيستي. در هر پيچي از كوچه، كوچه هم با تو مي‌پيچد و چشم به آساني و نرمي مي‌چرخد.

دزفول را در زمان ساسانيان به صورت يك دژ و براي محافظت از پل رودخانه دز استوار كردند و به همين دليل كالبد شهر شديداً فشرده است و تمام خانه‌هاي ناحيه قديمي شهر بر زمين‌هاي كوچكي احداث شده‌اند.

دزفول از معدود شهرهاي ايران است كه در معماري آن، آجر پخته به وفور به كار برده شده و گذشته از آنكه ديرپايي آن را باعث شده، اصالت و وقار خاصي نيز به آن بخشيده است.

 

قديمي ترين پل جهان در دزفول با گذشت بيش از 10 قرن از ساخت آن همچنان سالم و با دوام محل تردد عابرين و خودروهاي سواري است.
اين پل در سال 260 ميلادي به دستور شاپور اول ساساني توسط 70 هزار اسير رومي دربند ايرانيان احداث شد و در حالي كه بيش از 10 قرن از عمر آن مي گذرد به عنوان باستاني ترين پل جهان اكنون نيز محل تردد خودروهاي سواري دزفول و انديمشك است. اين پل داراي 14 دهانه است و آب رودخانه دز از زير آن عبور مي كند.
پل مزبور از سنگ ساروج و آهك بنا شده و در دوران حكومت عضدالدوله ديلمي، صفويان و پهلوي چندين بار بازسازي شده اما پايه هاي پل حكايت از دوران ساساني دارد.
به گفته مورخان اين پل يك اثر منحصر بفرد تاريخي است كه تاكنون توانسته تا اين زمان دوام بياورد.
اين پل كه در مركز شهر دزفول قرار دارد شرق و غرب شهر را به هم متصل كرده و راه عبور و مرور شهرهاي انديمشك، شوشتر و دزفول را به هم پيوند داده است.

 

آثار باستانی و مذهبی  دزفول

  ایوان کرخه

ایوان کرخه در 18 کیلو متری جنوب غربی شهر دزفول واقع است .در طرف راست رود کرخه ، آثار خرابۀ کاخی آجری از دورۀ ساسانی وجود دارد که مردم محل آن را کوت کرخه می نامند . نام درست آن ایوان کرخه است که تحت همین نام در فهرست آثار ملی ایران به شمارۀ 47 به ثبت رسیده است. دور ایوان کرخه بارویی باقی مانده است . در این کاخ آثار تالار بزرگ با شکوهی بر جای مانده که مخصوص اجرای مراسم درباری شاهان ساسانی بوده است.

پل قدیمی دزفول

پل قدیمی دزفول بر پایه های پل ساسانی بنا شده است و نواحی شرقی وغربی شهر دزفول را به هم متصل می سازد .این پل در زمان عضد الدولۀ دیلمی و در دوره های صفویه و قاجاریه تعمیر و ترمیم شده است .در حال حاضر (بهمن1369) نیز توسط مرکز میراث فرهنگی خوزستان در حال بازسازی است .

پل 14 دهانۀ بزرگ دارد که آبرو رود خانۀ دزفول است .در بین ها دو دهانۀ بزرگ ، یک طاق نمای کوچک است که بر سطح پایۀ بزرگی قرار گرفته و به وسیلۀ پلکانی به سطح بستر رود خانه راه دارد .

   

پل قدیم کرخه

 پل کرخه در جادۀ دهلران ودر شمال پل آهنی جدید قرار دارد. آثار یک دهانه و یک پایۀ قطور پی پل سنگی با ملاط گچ و تخته سنگهای تراشیده و آثار دیوارمانند وجود دارند که اکنون پل قدیم کرخه یا پل نادری و یا پی پل نامیده می شود.

این پل با آثار ایوان کرخه ارتباط داشته و ظاهراً محلی برای تأسیسات ارتباطی ناحیۀ شمالی و سر چشمه های رود کرخه با ایوان کرخه بوده است . از این رو دارای اهمیت تاریخی است.

مسجد جامع دزفول

مسجد جامع از مسجد های قدیمی دزفول است که با توجه به سبک معماری و دارا بودن شبستان و ستون های سنگی می توان آن را از مساجد اوایل دورۀ اسلامی دانست .این مسجد در سده های 7و12هـ.ق. وسعت و مرمت یافته است . در سر در آن تاریخ 1157 هـ.ق. وجود دارد که تاریخ تعمیر آن است .

ایوان شرقی مسجد از بناهای دورۀ صفویه است که به سال 1110هـق. بنا شده . سردرو گلدسته های آن متعلق به سده  12هـ.ق است در ساختن این بنا از اصول معماری کاخ ایوان کرخه تقلید شده است.

 

بقعۀ سید محمد سبز قبا

بقعۀ سبزقبا در خیابان امام خمینی دزفول قرار دارد . بنای آن نو سازی شده و اثر قدیمی در آن دیده نمی شود . یک برگ شجره نامه در دفتر بقعه وجود دارد که بنا به روایت سید نعمت الله جزایری مؤلف کتاب المجموعه ، صاحب بقعه را برادر حضرت امام رضا(ع) خوانده است. سید سبز قبا هنگام عبور از دزفول مهمان زنی به نام زبیده شد و فرزند بیمار او را با دعا شفا داد. سید سبز قبا پیش از وفاتش به زبیده وصیت کرد که نامۀ او را به حضرت علی بن موسی الرضا (ع) که از راه دزفول عازم خراسان بود ، برساند.

بقعۀ محمد بن جعفر

محمد بن جعفر فرزند جعفر بن ابی طالب ملقب به جعفر طیار میباشد .او برادر زادهوداماد حضرت علی(ع) می باشد ایشان در جنگ زخمی شد و به هنگام رسیدن به دزفول شهید می شود. بقعۀ محمد بن جعفر در 6 کیلومتری شهر دزفول در کنار جادۀ کوتیون در داخل باغی بزرگ واقع است . این بقعه زیارتگاه و گردشگاه مردم دزفول و سایر شهرهای خوزستان است .  

گزارش تصویری/ سرزمین مهر: رودخانه دز (دزفول)

 

   

 

   

 

   

 

   

 

   

[ دوشنبه پنجم بهمن 1388 ] [ 0:40 ] [ خدیجه محمدی ]

آثار باستانی و مذهبی  شوشتر

بقعۀ صاحب الزمان

بقعۀ صاحب الزمان در شمال شرقی شوشتر نزدیک بقعۀ شیخ شمس الدین در محلۀ گرگر است. ساختمان بقعه بر فراز تپه ای در میان گورستان قرارگرفته و در آذر ماه1349 هـ. ش. تعمیر و نوسازی شده است .

  

قلعۀ سلاسل

قلعۀ سلاسل در شمال شهر شوشتر و بر پهنه ای از سنگ قرار داشته است. این دژ باستانی در آغاز دوران ساسانی پی ریزی شده و در دوره های بعد مورد استفاده قرار گرفته است. حتی ساخت آن را به شاپور اول نسبت می دهند .گویند «سلاسل» نام  غلام والی فارس بود که به حکومت شوشتر منصوب شده بود  قلعه را بنا کرده ، آنگاه برای نشان دادن خدمت خود و بزرگی کار ، سر به شورش برداشت .والی فارس شش ماه قلعه را در محاصره داشت و نتوانست آن را بگشاید ، ناچاردست از محاصرۀ قلعه برداشت . سپس سلاسل از قلعه بیرون آمد واظهار اطاعت نمود.

بند میزان

بند میزان یا بند و پل والرین بین رودخانۀ کارون و بند گَرگَر ساخته شده است .این بند بسیار خوب و محکم بنا شده است و ساختمان آن را به شاپور اوّل نسبت می دهند ، ولی برخی محققان معتقدند که بند میزان را در روزگاران بعد به منظور عبور قسمتی از آبهای طغیانی رود خانۀ کارون ساخته اند .


ادامه مطلب
[ دوشنبه پنجم بهمن 1388 ] [ 0:38 ] [ خدیجه محمدی ]

آثار باستانی و تاریخی رامهرمز

 طاق نصرت ساسانی

طاق نصرت ساسانی در مدخل شهر رامهرمز قرار دارد . این بنا مربوط به دورۀ ساسانی و یا اوایل اسلام است و بارها تعمیر شده .

قلعۀ دا و دختر

قلعۀ دا و دختر(مادر و دختر) در شمال شهر رامهرمزدر دامنه های میانی کوه گچی بر روی تپه ای قرار دارد . شکل دایره ای مانند هر دو واحد قلعه معماری قلعه سازی رومی را می رساند ، و همانند آثار باقی ماندۀ قلعه های رومی جنوب مدیترانه است. این قلعه احتمالا دژی از دورۀ ساسانی است که برای حفاظت راه بازرگانی و نظامی شوش ــ اهوازــ اصفهان یا برای نگهبانی کاخ و خزاین رامهرمز ساخته شده است.

[ دوشنبه پنجم بهمن 1388 ] [ 0:37 ] [ خدیجه محمدی ]

آثار باستانی و تاریخی مسجد سلیمان

صفۀ سلیمان سر مسجد

صفۀ سلیمان سرمسجد ، بر فراز تپۀ سر مسجد مشرف به محلۀ سر بیشه قرار دارد . در این محل بقایای کاخ یا معبدی است که اکنون جز تخته سنگهای تراشیدۀ نامنظم و سنگهای باد بر و نیمهستونهای مدور شکسته وبقایای مواد ساختمانی ای چون سنگ ، گچ، و برخی دیوارهای فروریختۀ سنگی و طاقها و نیم طاقها و قوس مانندهای بام پوش و حمالهای طاق چیزی از آن باقی نمانده است. چون آثار باقی ماندۀ قدیمی سرمسجد پیش از انجام عملیات باستان شناسی همانند ایوان یا صفه ای بوده است ، به صفۀ سلیمان و صفۀ سرمسجد معروف شده است .

برد نشانده    

آثار باستانی برد نشانده بین راه مسجد سلیمان و سد شهید عباسپور قبل از گدارلنده واقع است. در بالای تپه ای صفه مانند ، صفۀ سلیمان سر مسجد وجود دارد . این صفه 28 پله و هر پله5/8 متر طول دارد.صفۀ مزبور از چهار طرف پلکان دارد و در سمت شرق و غرب این پلکانها 5 دهانه است که هر دهانه آن 20/7 متر پهنا داشته. بردنشانده یا میل نشانده در درون یک ساختمان ویرانه در ابتدای قسمت سفلای این مجموعه به چشم می خورد.

در قسمت غربی و شمال غربی برد نشانده آثار خرابه های سنگی گورهای اسلامی و مقابر قدیمی وجود دارند. قدیمی ترین تاریخ ثبت شده برلوحه سنگ گور اسلامی ،1216هـ.ق است. آثار زیادی از ساختمانهای کهن و جای یورتهای شبانی و بندهای آبرسانی و جویها و خانه ها دیده می شود. اشیای به دست آمده از بردنشانده بیشتر مسکوکات و سفال اند. مسکوکات بیشترمسین و سفالها از جنس سفال های ضخیم نخودی رنگ دوران عیلامی کهن بوده اند . یکی از میلهای بردنشانده ،سرستون های بنای آن، و ... به موزۀ شوش انتقال داده شده اند.

[ دوشنبه پنجم بهمن 1388 ] [ 0:35 ] [ خدیجه محمدی ]
 

سلام

 دوستانی که میتونن و مایل به همکاری توی این وبلاگ هستن

میتونن با این ادرس در تماس باشند.

با تشکر نویسنده وبلاگ

gole_sorkh150@yahoo.com

[ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 ] [ 12:2 ] [ خدیجه محمدی ]
 

سلام به همه دوستای گلم

میخوام به کمک دوست گلم که بهم خیلی کمک میکنه باز شروع به نوشتن کنم

خوشحال میشم شماها هم کمکمون کنین

یاحق

[ پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ] [ 0:9 ] [ خدیجه محمدی ]
 

سلام

شرمنده که چندوقت نتونستم به روز کنم

درگیر امتحاناتم هستم ایشالا بعد امتحانات اپ میکنم

 

[ جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ] [ 19:54 ] [ خدیجه محمدی ]

آثار باستانی و بناهای تاریخی ایذه

قلعۀ تٌل

   قلعۀ تٌل مرکز خانهای چهارلنگ بختیاری بوده و چندین قلعه در آن واقع است . یکی از قلعه ها بسیار بزرگ است و توسط محّمد تقی خان بختیاری در سر تلی بنا شده که درحال حاضر به کلی ویران است.مردم قلعه تٌل ب هنگام کندن پی خانه شان ، دو سنگ بزرگ از زمین بیرون آورده اند که به زمان عیلامیان مربوط می شوند. یکی از سنگها پایۀ ستون ،و دیگری سنگی منقوش است که چهار علامت دارد ; بدین ترتیب که دو نفر نزد دو نفر دیگر دست به سینه ایستاده اند.

مجسمۀ سردار پارتی  

 یک مجسمۀ تمام قد بزرگ با سر، ولی بی دست به ارتفاع 285و عرض 70 سانتی متر حین کندن قطعه زمینی برای ساختن خانه ، پیدا شده است. سر مجسمه از جنس تنۀ آن نیست . تنۀ مجسمه برنزی است ، ولی سر آن شاید از جنس فلز مرغوبتری باشد. لباس این مجسمه عبارت است از: کلاه بر روی گیسوانی که در پشت سر تابیده شدهاند ، امّا جلو سر به طرز یونانی بسته شده است . کت و شلوار، گردن بند ، کمربند دانه نشان ، و شمشیر و خنجری بر روی ران .

در اثر ضربۀ کلنگ به هنگام کندن پی بنا ، شکم این مجسمه سوراخ شده است. مجسمۀ مزبور از سرداران پارتی است . کشف این مجسمه اهمیت زیادی دارد ، زیرا در ایران ، آثار دورۀ هخامنشی و ساسانی بسیارند ولی از پارتها اثر کمتری در دست است .   

البته نوشته های  بالا همراه با عکس هایی از این مناظر بوده که امکان نمایش آنها ( به دلیل ساختار سایت ) وجود ندارد.

[ چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 ] [ 18:31 ] [ خدیجه محمدی ]

مقدمه

 **********

استان خوزستان با مساحتی بالغ بر 67 هزار و 282 کیلومتر مربع در جنوب غربی ایران قرار دارد که از شمال به استان لرستان، از شمال شرق به استان اصفهان، از شمال غرب به استان ایلام، از شرق و جنوب شرقی به استانهای چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه وبویراحمد، از جنوب به خلیج فارس و از غرب به کشور عراق محدود می شود. ج‍م‍‍ع‍ی‍ت‌ ک‍ن‍ون‍‍ی‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ چ‍‍ه‍‍ار م‍ی‍ل‍ی‍ون‌ و 234 ‌ه‍ز‌ار ن‍ف‍ر ب‍ر‌آورد ش‍ده‌ ک‍ه‌ 33 درص‍د ‌آن‌ ر‌ا روس‍ت‍‍ائ‍ی‍‍ان‌ ت‍ش‍ک‍ی‍ل‌ م‍‍ی‌ د‌ه‍ن‍د. ‌ه‍م‍چ‍ن‍ی‍ن‌ ‌از م‍ج‍م‍و‌ع‌ ج‍م‍‍ع‍ی‍ت‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ ، 92/50 درص‍د ر‌ا م‍رد‌ان‌ و 8/49 درص‍د ‌آن‍ر‌ا زن‍‍ان‌ ت‍ش‍ک‍ی‍ل‌ د‌اده‌ ‌ان‍د. ‌آب‌ و‌ه‍و‌ا‌ی‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ در م‍ن‍‍اطق‌ ک‍و‌ه‍س‍ت‍‍ان‍‍ی‌ و م‍رت‍ف‍‍ع‌ ب‍‍ا ت‍‍اب‍س‍ت‍‍ان‍‍ه‍‍ا‌ی‌ م‍‍ع‍ت‍دل‌ و زم‍س‍ت‍‍ان‍‍ه‍‍ا‌ی‌ س‍رد، در ن‍و‌اح‍‍ی‌ ک‍و‌ه‍پ‍‍ای‍ه‌ ‌ا‌ی‌ د‌ار‌ا‌ی‌ ‌آب‌ و ‌ه‍و‌ا‌ی‌ ن‍ی‍م‍ه‌ ب‍ی‍‍اب‍‍ان‍‍ی‌ و در ن‍و‌اح‍‍ی‌ پ‍س‍ت‌ و ج‍ل‍گ‍ه‌ ‌ا‌ی‌ ‌ه‍رچ‍ه‌ ب‍ه‌ س‍م‍ت‌ ج‍ن‍وب‌ و ج‍ن‍وب‌ ش‍رق‍‍ی‌ ب‍ی‍‍اب‍‍ان‍‍ی‌ وج‍ود د‌ارد. زم‍س‍ت‍‍ان‍‍ه‍‍ا‌ی‌ ‌ای‍ن‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ ب‍وی‍ژه‌ در ن‍و‌اح‍‍ی‌ ج‍ن‍وب‌ و ج‍ن‍وب‌ ش‍رق‍‍ی‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ ‌ع‍م‍دت‍‍ا ک‍وت‍‍اه‌ و م‍‍ع‍ت‍دل‌ و ت‍‍اب‍س‍ت‍‍ان‍‍ه‍‍ا‌ی‌ ‌آن‌ طولان‍‍ی‌ و گ‍رم‌ ‌اس‍ت‌ ب‍ه‌ طور‌ی‌ ک‍ه‌ ح‍د‌اک‍ث‍ر م‍طل‍ق‌ درج‍ه‌ ح‍ر‌ارت‌ در ش‍‍ه‍ر‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌ا‌ه‍و‌از، ‌آب‍‍اد‌ان‌ و دزف‍ول‌ در ت‍‍اب‍س‍ت‍‍ان‌ ب‍ه‌ ت‍رت‍ی‍ب‌ 50 و 41 و 50 درج‍ه‌ م‍‍ی‌ رس‍د م‍‍ع‍م‍ولا در ت‍ی‍رم‍‍اه‌ ب‍ه‌ ب‍‍الات‍ری‍ن‌ ح‍د خ‍ود و در ب‍‍ه‍م‍ن‌ م‍‍اه‌ ب‍ه‌ پ‍‍ائ‍ی‍ن‌ ت‍ری‍ن‌ م‍ی‍ز‌ان‌ خ‍ود در طول‌ س‍‍ال‌ م‍‍ی‌ رس‍د و در ‌ای‍ن‌ ن‍‍اح‍ی‍ه‌ ت‍‍ع‍د‌اد روز‌ه‍‍ا‌ی‌ ی‍خ‍ب‍ن‍د‌ان‌ ب‍س‍ی‍‍ار ‌ان‍دک‌ ‌اس‍ت‌. وجود تالاب هورالعظیم، باتلاقها، نیزارها وسواحل زیبای خلیج فارس در جنوب و کوههای بلند و برفگیر در تمامی نقاط شمالی استان و جلگه بسیار پست و گرم شرق خوزستان، دورنما و چشم اندازها و اقلیمهای متفاوتی بویژه در فصل بهار در چهارسوی استان فراهم آورده است. دسترسی به آبهای آزاد در طول سواحل جنوبی و داشتن رودخانه های متعدد و پر آب که از هزاره های پیش از میلاد زیستگاه اقوام کهن ایرانی و مهد تمدن و کشت و کار و آبیاری بوده، از زیرساختهای اصلی اکوتوریسم خوزستان محسوب می شود. همچنین وجود دریاچه پشت سدهای استان ازجمله دز که به عنوان ششمین سد مرتفع جهان شناخته شده، کارون 3، کرخه و سدهای شهید عباس پور و خلیل خان (چهل بری) امکانات فراوانی برای بهره برداری های گردشگری در این استان فراهم آورده است.

    

در خوزستان به علت ارتفاع پایین بخشهایی از این استان، در قسمتی از کرانه ها توسط دریا و در سایر نقاط به واسطه جریان رودخانه ها، باتلاقهای وسیعی به وجود آمده که به واسطه آب دائمی و زیاد به اسم "هور" معروفند و هورالعظیم، هور مزرعه و هور دورق از این جمله هستند.

    

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 ] [ 18:19 ] [ خدیجه محمدی ]

 

هفت تپه در 15 كيلومتري جنوب شرقي شهر شوش قرار دارد . تحقيقات باستان شناسي هفت تپه از سال 1344 خورشيدي توسط دكتر نگهبان باستان شناس تواناي ايراني آغاز گرديد كه تاكنون منجر به كشف آثار با ارزشي همچون مجسمه هاي سفالي وفلزي ،آرامگاه ، معبد ،گورهاي دسته جمعي ،انواع ظروف سفالي وآلات موسيقي شده است .

با وجود آنكه تمدن در اين منطقه به 600 سال قبل از ميلاد بر مي گردد ولي آثاري كه در انجا از نظر بازديدكنندگان مي گذرد مربوط به بخشي از يك شهر ايلامي متعلق به 1500 تا 1300 قبل از ميلاد استمجموعه تاريخی هفت تپه يکی ديگر از شگفتی های تمدن ايران ميباشد . اين مجموعه مربوط بدوره ايلامی ها ميباشد که بين سالهای ۱۵۰۵ تا ۱۳۵۰ قبل از ميلاد ساخته شده است . به اعتقاد کارشناسان نام ايلامی اين منطقه کاپی ناک بوده است . اين مجموعه شامل آرامگاه تپتی آهار پادشاه ايلامی - آرامگاه دسته جمعی ۲۳ نفری - حياط معبد - سکوی قربانگاه حيوانات به خدای خود و پرستشگاهها ميباشد . اين مکان  ( آرامگاه تپتی آهار ) به عنوان اولين و قديمی ترين طاق هلالی جهان معرفی شد  

[ سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 ] [ 20:11 ] [ خدیجه محمدی ]
 

محوطه تاريخی هفت تپه / 15 كيلومتری جنوب شرقی شوش

محوطه باستاني هفت تپه حدود 15 كيلومتري جنوب شرقي شهر شوش واقع شده و همانطور كه از نام آن پيداست از تپه
هاي متعددي تشكيل شده است. گستردگي اين محوطه باستاني به مراتب باعث جلب توجه كاوشگران مختلف قرار گرفته است. اولين عمليات حفاري به سرپرستي دكتر عزت الله نگهبان در سال 1344 در اين محل آغاز گرديد كه تا سال 1357 ادامه يافت. بررسيهاي سطح الارضي كه قبلاً مَكآدامز (Robert McC Adams) در اينناحيه انجام داده بود، گوياي اين مسئله بودند كه اين محوطه گسترده باستاني فقط در دوره محدودي مسكوني بوده است

در هفت تپه قسمتي از يك ديوار خشتي و طاقي آجري در هنگام تسطيح زمين و راه سازي توسط بولدوزرهاي طرح نيشكر هفت تپه نمايان گرديد. اين محل توسط هيئت حفاري به عنوان نقطه شروع كار انتخاب شده و با ايجاد شبكهاي كه داراي خانههاي 10 × 10 متر بود که عمليات حفاري از اين محل به سمت جنوب ادامه پيدا ميكرد. خاكهاي ناشي از حفاري در قسمت شمال غربيِ محوطه حفاري، در مجاورت تپهاي كه مجموعه آرامگاهها بر روي آن واقع شده، انباشته شده‌اند. با ادامه كاوش در طول فصلهاي بعدي، ترانشههاي متعددي به ابعاد 10 ×10 متر حفاري شدند كه تعداد آنها مجموعاً حدود 150 ترانشه ميباشد.


ادامه مطلب
[ سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 ] [ 19:58 ] [ خدیجه محمدی ]

 

یکی از معـماریهای مهـم ایران مربوط است به قرن 13 قـبل از میلاد؛ معـبد چـغـازنـبـیل ( 1250 قبل از میلاد ) است که در کنار رودخانهً کرخه در استان خوزستان در جنوب ایران قرار گـرفـته است. این معـبد بوسیله "هـونـتاش هـوبان" پادشاه ایلام بر روی خرابه های شهر باستانی "دور - آنـتـش" ساخته شده بود.
این معـبد نشانگـر اوج و شکوه معـماری در آن دوره است. این بـنا بصورت چـهـارگـوش و به صورت یک ساخـتمان پـنج طبقه است، که هـر طبقه از طبقه قـبلی کوچکـتر است و نمائی بصورت مخروطی را نشان می دهـد. معـبد اصلی در آخرین طـبـقـه ساختـه شده بود. موادی که در ساختمان این معـبد بکـار رفـته است، بـیـشـتر از آجرهـای پـخـته لعـاب دار هـمراه با ساروج بـسیار قـوی بوده است.

گـنـبد غـربی معـبد چـغازنـبـیل که بصورتی ماهـرانه ساخته شده بود هـنوز هـم پس از گـذشت سـه هـزار سال از تاریخ آن بصورتی عـجـیب و حیرت آور در وضعـیتی خوب بسر می برد. ساخـتـن طاقـهـای هـلالی شکـل برروی راهـروهـا و پـلـکـان هـای داخل معـبـد نـشـانگـر مـوفـقـیت فوق العـاده و شگـفت آور معـماری در ایران باستان است. چـیـزی که باعـث تعـجب و شوک بـسیار در معـماری چـغـازنبـیل است، اینکه ابـتـکار هـنـرمندان آن دوره در اخـتراع و ساختـن یک سیستم جدید که آب آشامـیدنی ساخـتمان را تهـیه می کرده است. آب تسویه شده بوسیله عبادتـگـران و پـرستـشگـران و ساکـنین آن منطقه مورد استـفاده قرار می گـرفت.

[ دوشنبه ششم فروردین 1386 ] [ 18:25 ] [ خدیجه محمدی ]
 

این مسافرتم‌ نیز مانند بسیاری از قبلی‌ها با انجام فعالیت‌ها در دقیقه‌ی نود و دو و وقت اضافه آغازید. شب قبل‌ش را نخوابیده بودم و چرتِ ساعتِ دوازده ظهر، به بیدار شدن ِ تنها یک ساعت پیش از حرکت قطار انجامید و فقط چهار دقیقه پیش از حرکت سوار قطار شدم! این دیر شدن اما ضرر اصلی‌ش خرج شام و کرایه‌ی تاکسی‌ای بود که بعدتر از دلایل اصلی خاطره‌انگیز شدن ِ بیش‌تر سفر شد. صبح دوشنبه نه فروردین هشتاد و چهار اهواز بودم. دو نفر از دوستان‌َم هم از شیراز می‌آمدند و در اهواز به هم ملحق شدیم.



البته از این دو نفر یکی را برای یک ساعتی در رستورانی دیده بودم و دیگری را هم که اصلاً ندیده بودم! در اهواز جای خاصی نرفتیم، جز پل فلزی معلق مشهور این شهر و البته خیاطی. شلوارم به طرز بدی پاره شده بود و برای پیدا کردن خیاطی خیلی گشتیم. حواس‌تان باشد در اهواز شلوارتان را پاره نکنید!
بعد از اهواز به سمتِ شوشتر حرکت کردیم و حوالی بعد از ظهر شوشتر بودیم.


2. شوشتر: مهندسی آب
شهر شوشتر از نظر کنترل منابع آب بی‌نظیر است یا شاید باید گفت بوده است. رود کارون که به سمت شهر می‌‌آید، به وسیله‌ی بند میران یا میزان یا میرزا به دو رود شطیط در غرب و گرگر در شرق تقسیم می‌شود.



این بند در زمان ساسانیان درست شده و حدود صد سال پیش تعمیر و بازسازی شده. شطیط شاخه‌ی غربی، که وارد شهر می‌شود، جلوتر شاهد یکی دیگر از معماری‌های بسیار زیبا در استفاده از منابع آب است. آب رود با استفاده از کانال‌هایی به طریقی هدایت می‌شود که به صورت عمودی و چونان آبشار به پایین می‌ریزد. این آبشارها قبلاً برای به چرخش در آوردن پره‌های چرخ آسیاب استفاده می‌شده، اما اکنون تنها منظره‌ای بسیار زیبا را خلق می‌کنند.




شب را در پارکی چادر زدیم. متأسفانه خیلی دیر جمع و جور کردیم و تقریباً کل صبح را از دست دادیم. حوالی ظهر کنار بند میران بودیم، که شرح‌ش رفت.
از دیگر آثار زیبای شوشتر که کمی پایین‌تر از بند قرار دارد، قلعه‌ی سه طبقه‌ی سلاسل است. پایین ترین طبقه که کنار کارون (گرگر) قرار دارد، در دل کوه حفر شده و قسمت‌های مختلف ساحل با استفاده از تونل‌هایی به هم وصل شده. این طبقه گویا تفریح‌گاه بوده. البته کاوش در این قلعه چندان جلو نرفته و تنها قسمت‌هایی از طبقات بالاتر مشخص است.
کمی بعد از این قلعه هم پل معروف شادروان از زمان ساسانیان قرار دارد که البته بسیاری قسمت‌های‌ش خراب شده. شوشتر چند جای دیدنی دیگر هم دارد، از جمله پل‌ای صفوی که من نتوانستم بروم. حوالی عصر از شوشتر به سمت دزفول حرکت کردیم و سه‌شنبه عصر دزفول بودیم. راستی اگر خواستید شلوارتان را پاره کنید در شوشتر این کار را انجام دهید، چون خیاطی زیاد است ;)


3. دزفول
دزفول که تغییر یافته‌ی نام دژپل بوده است، بر کنار رود کرخه قرار دارد. هر چقدر کارون در اطراف شوشتر گل‌آلود بود، کرخه آب‌ای خوش‌رنگ و وسوسه‌انگیز داشت.



این جا هم در میان رود بقایای آسیاب‌هایی قرار دارد. کنار رود، بقعه‌ی امام‌زاده رودبند قرار دارد و کمی آن طرف‌تر خانه‌هایی قدیمی از بافت قدیم شهر باقی مانده‌اند. یکی از این خانه‌ها زیر زمینی داشت که در واقع تونلی است از آن به چهار- پنج کیلومتر آن طرف‌تر!
پایین‌تر پل‌ای قدیمی قرار دارد که راست‌ش نفهمیدم دقیقاً مال چه زمانی است :D



حوالی بعد از ظهر چهارشنبه از دزفول به شوش رفتیم.


4. شوش: یادآور تمدنی کهن
اولین جایی که در شوش دیدن کردیم، قلعه‌ای که صد و هشت سال پیش ساخته شده و طرح‌ش از روی زندان باستیل فرانسه است. این قلعه کارگاه و محل استراحت باستان‌شناسان فرانسوی آن موقع بوده است. نکته‌ی باستانی این بنا، خشت‌های آن است که خشت‌های قدیمی یافت شده در شوش‌اند.



کنار این قلعه کاخ آپادانا، است. اگر اشتباه نکنم، این تلفظ‌ از روی یونانی آن است و ایرانیان اَپَدَنِه تلفظ می‌کرده‌اند. به هر صورت، این کاخ از آن داریوش اول هخامنشی بوده و پیش از ساخت تخت‌جمشید، در این کاخ اقامت داشته‌اند. از بنای کاخ تنها آثار پی آن مانده که حدود نیم متری آجر چینی کرده‌اند که نقشه‌ی کاخ برای بازدید کننده‌ها مشخص باشد. این کاخ بر روی آثاری از تمدن ایلامی بنا شده است. یک پایه ستون هخامنشی و سر ستونی به فرم سرستون‌های مشهور هخامنشی در محوطه باقی مانده‌اند.



گویا بسیاری بیش از این یافت شده بوده که احتمالاً در لوور است. بعد از کاخ هم از موزه‌ی شوش دیدن کردیم که آثار بسیار زیبایی را در خود جای داده بود. در شوش، مقبره‌ی دانیال نبی هم قرار دارد که ما آن را نرفتیم و به جای آن سریعاً به سمت هفت‌تپه حرکت کردیم.
از هفت‌تپه که اکنون به خاطر پروژه‌ی کارخانه‌های شکرش مشهور است، در این قسمت از سفر دیدن نکردیم و سریعاً به سمت زیقوراتِ دوراونتاش راه افتادیم.
5. دوراونتاش:
زیگورات‌ای برای اینشوشیناک
خوب، این واقعاً چیز دیگری است. حتی اگر تنها برای دیدن این اثر مسافرت کنید، ارزش‌اش را دارد. معبدی عظیم مربوط به سه هزار و سی‌صد سال پیش در شهر باستانی دوراونتاش، یادگاری از قدرت تمدن ایلامی .



زیگورات یا زیقورات، از فعل زیقورا در زبان آکدی به معنی بلند و برافراشته ساختن می‌آید. این زیگورات برای نیایش اینشوشیناک و ناپیراشا (گال) دو تن از خدایان ایلامی بنا شده. این معبدی بوده، در مرکز شهر، با معابد دیگر اطراف‌ش. من این‌جا قصد ندارم در مورد بنا، تاریخ و جزئیات آن چیزی بنویسم، که منابع زیادی در این مورد وجود دارد. تنها بار دیگر تأکید می‌کنم که تنها دیدن این بنا، برای سفر به خوزستان کافی است



و البته یک نکته: به احتمال زیاد این اثر را به نام چغازنبیل می‌شناسید، به معنی زنبیل وارونه؛ خوب این چندان نام جالب‌ای به نظر نمی‌رسد، باید نام به‌تری برای آن در نظر گرفت. من فعلاً دوراونتاش ( به معنی شهر اونتاش) را می‌پسندم.
ما حوالی غروب به زیگوراتِ اینشوشیناک رسیدیم و شب هم آن‌جا چادر زدیم. منظره‌ی شب‌ش هم با پروژکتورهایی که اطراف‌ش کار گذاشته‌اند زیباست. تا ظهر روز بعد، پنج‌شنبه، اطراف زیگورات بودیم و سپس به سمت هفت‌تپه بازگشتیم.


6. هفت‌تپه: نی‌شکر ایلامی
هفت‌تپه‌ی خوزستان که اکنون به خاطر پروژه‌ی نی‌شکر معروف است، آثاری از تمدن ایلامی را در خود جای داده.



کاوش‌ها البته ادامه دارد و موزه‌ی هفت‌تپه هم آثار به دست آمده از این کاوش‌ها را در خود جای داده. هر چند چندان گسترده نیست و بعد از دیدن موزه و آثار شوش و دوراونتاش شاید اگر هم نرسیدید این را ببینید، خیلی ضرر نکرده باشید.
ما بعد از گشتی در هفت‌تپه، به شوش بازگشتیم، دوستان‌َم به اهواز رفتند تا به شیراز بازگردند و من به دزفول و از آن‌جا به شوشتر برگشتم تا به سمت مسجد سلیمان حرکت کنم. سفری تک و تنها.


7. مسجد سلیمان: تیپ و ناامنی
حوالی عصر مسجد سلیمان بودم. اولین نکات‌ای که در صحبت با چند نفر دست‌َم آمد، وضعیت ناامنی در مسجد سلیمان بود. از نظر ناامنی بسیار ترساندندَم. البته شاید به خاطر این بود که تنها شده بودم و شهر‌های قبلی سه نفر بودیم، اما تکه‌هایی هم که جوانان برومند مسجدسلیمان‌ای می‌انداختند، فضای ترسناک‌تری را به وجود می‌‌آورد! و البته توریست‌های کم‌تری هم به مسجد سلیمان می‌روند، برای همین برخلاف مثلاً شوشتر که می‌توانستی در پارک چادر بزنی و نیروی انتظامی هم کنارت بود، این‌جا چنین خبری نبود. این بود که مجبور شدم به مهمان‌سرای جهان‌گردی بروم. حالا زمانی بود که تنها بیست‌هزار تومان پول داشتم و اگر هشت‌هزار و پانصد تومان پول مهمان‌سرا را می‌خواستم بدهم، مجبور می‌شدم از همان‌جا برگردم تهران! این بود که شروع کردم به خواهش و زاری کردن برای مسئول آن‌جا که اجازه دهد من تنها یک کناری در کیسه خواب‌َم بخوابم، و ترس شدیدم را هم به‌اش گفتم. اما قبول نکرد. دیگر داشتم می‌رفتم که گویا دعوت من برای این که مرام داشته باشد کارگر افتاد و با پنجاه درصد تخفیف حاضر شد یک اتاق به‌ام بدهد. البته برای‌م جای یک سوال باقی می‌ماند که در شرایط‌ی که مسافر نداشت، حتی اگر پانصد تومان می‌گرفت و به من اتاق می‌داد، آیا برای‌ش سودآور نبود؟ به هر صورت.



فردا صبح‌اش، یعنی صبح جمعه، از اولین چاه نفت خاور میانه در مسجد سلیمان و سپس محوطه سرمسجد دیدن کردم. این محوطه آتش‌کده و نیایش‌گاه‌ای بوده که اکنون بقایای‌ای از آن باقی است. گویا گاز طبیعی نشت می‌کرده و به همین خاطر این‌جا آتش‌کده برپا کرده بوده‌اند.



نکته‌ی دیگر در مورد مسجد سلیمان، این بود که خیلی خوش لباس بودند. به قول معروف تیپ می‌زدند. شاید مقدار نه چندان کم‌اش، به خاطر مسجد سلیمانی‌های ساکن شهرهای دیگر بود که در نوروز به آن‌جا آمده بودند، ولی در هر صورت، خوب به سر و وضع‌شان می‌رسیدند، مخصوصاً دختران‌شان. تعداد کتاب‌فروشی‌ها هم به نسبت وسعت شهر و در قیاس با شهرهای دیگر زیاد بود. تأثیر انگلیسی‌ها از بسیاری شهرهای جنوب ایران بیش‌تر بود، مثلاً بعضی از محله‌ها اسم‌های انگلیسی داشت، مانند ریل وی! در ضمن مسجد سلیمانی‌ها ایمان درست و حسابی نداشتند. مراسم اربعین تقریباً به چشم نخورد. حتی می‌گفتند که نماز جمعه و این جور قرطی بازی‌ها را هم ندارد. شهر از نظر آب مشکل داشت، که این باعث شده بود کشاورزی چندان پر رونق نباشد و این خود در کنار عدم وجود صنایع کارآفرین، باعث بی‌کاری‌ای بیش‌تر از جاهای دیگر شده بود. بی‌کاری‌ای که خود موجب آن ناامنی یادشده بود. تمام این‌ها با هم شهری عجیب و غریب از نظر اجتماعی را به وجود آورده بود.
متأسفانه از مسجد سلیمان به ایذه، اتوبوس یا مینی‌بوس وجود نداشت. یکی صبح زود رفته بود و دیگر عصر می‌رفت. برای همین به اجبار با سواری رفتم. این شد که به شدت به کم‌بود پول خوردم. هر چند از ابتدا هم اشتباه کرده بودم و پول کم برداشته بودم و البته آن دیر شدن آغازین سفر در تهران هم مزید بر علت شد، ولی همه‌ی این‌ها باعث شد سفری به مراتب خاطره‌انگیزتر داشته باشم؛ هاها!
8. ایذه: نگین فراموش شده…
ایذه، ایذه…. این شهر فوق‌العاده است. یک تکه جواهر است یا شاید به‌تر است به سکه‌ای تشبیه‌اش کنم. یک طرف طلای ناب است، طلای ناب سه هزار ساله. سمت دیگرش نادانی و پست‌ای حکومت‌ای که اشک به چشمان‌ت می‌آورد و خشم و نفرت و افسوس.
من از آثار بسیار ایذه، تنها سه تای‌ش را با توجه به وقت و شرایط حاصل از بی‌پول‌ی توانستم بروم. آثاری که هر یک به تنهایی برای کشاندن توریست‌های فراوان کافی است. اولین‌شان اشکفت سلمان بود، یا تاریشا.



چهار نقش‌برجسته بر سنگ در تنگه‌ای، از زمان ایلام میانه یا ایلام نو، حدود دو هزار و هفت‌صد تا سه هزار و سی‌صد سال پیش. به جای مانده از حکومت حاکم این منطقه به نام هانی یا هنی. نقش‌برجسته‌ها هانی را همراه زن‌اش (که در ضمن خواهرش هم بوده- آن زمان مانند بعضی دیگر از مقاطع تاریخی ازدواج با محارم انجام می‌شده) فرزندش، نوازنده‌ها، خدا‌ی‌شان و در مراسم نیایش نشان می‌دهد. یکی از نقش برجسته‌ها شامل نوشته‌هایی به خط میخی ایلامی نیز هست که ارزش آن‌را چندین برابر می‌کند.
اثر دوم، اثری‌است معروف به طاق طویله. کاربرد این اثر هنوز چندان مشخص نیست، ولی بعضی حدس می‌زنند که اصطبل حیوانات بوده. می‌گفتند کودکی در آن مکان مشغول بازی بوده و با سقوط او در حفره‌ای این بنا کشف می‌شود، و سکه‌ها و جواهرات طلایی هم آن‌جا بوده. آن‌چنان که حتی سربازان نیروی انتظامی هم بی‌خیال انجام وظیفه می‌شوند و خودشان هم مشغول جمع کردن طلا می‌شوند! حالا این چه جور طویله‌ای بوده که طلا داشته، احتمالاً یک قسمت‌ای از داستان مشکل شدید دارد.
آخرین اثری که با دیدن‌ش سفرم به نوع‌ای تمام شد، نقش برجسته‌های کول فَرَه بود، در حدوداً دو کیلومتری ِ ایذه، مربوط به باز هم هانی.



این پایان‌ای بود شکوه‌مند. یک فینال پرقدرت که بعد از یک موومان آرام و غم‌انگیز ِ مسجد سلیمان آدمی را سر شوق می‌آورد. شش نقش برجسته‌ی ایلامی، که هانی و مراسم نیایش، طبقات مختلف مردم، نوازنده‌گان و خدای‌شان را نشان می‌داد. یکی از نقش برجسته‌ها باز دارای متن‌ای به خط میخی ایلام میانه (یا نو) بود که آن را به اثری یک‌تا در دنیا تبدیل می‌کرد.



البته ایذه چندین و چند اثر دیگر هم داشت که من فرصت نکردم بروم. این‌که چرا ایذه این چنین فراموش شده است عجیب است، شهری با چنین گنجینه‌ای از آثار باستانی سه هزار ساله و طبیعتی زیبا.



علاقه‌ای ندارم به واگویی چندین و چند باره‌ی رنج‌ای که می‌بریم. سدی که زده می‌شود و آثار باستانی را در این شهر زیر آب می‌برد، کشوری غنی از نظر آثار باستانی و طبیعت که تنها توریست‌های ماجراجو که خطر و هیجان را دوست دارند به آن سفر می‌کنند. مردم‌ای فقیر با هنرهای سه هزار ساله در اطراف‌شان و گنج‌هایی زیر پای‌شان. وارثان تمدن‌ای چند هزار ساله که روی معادن نفت زنده‌گی می‌کنند، اما بی‌کارند (مسجد سلیمان). یا ساکنان سرزمینی که انرژی بسیاری از نقاط دنیا را تأمین می‌کنند، اما آب حمام‌های‌شان به خاطر این که کپسول گاز تمام شده سرد است (دزفول)! مردمی که مراسم ِ مربوط به فاتحین‌شان، فاتحین‌ای که تمدن‌شان را نابود کردند، کنار ویرانه‌های تمدن از دست رفته برگزار می‌کنند.
وقتی فکرش را می‌کنی، تنها راه نجات، تغییری بنیادی و زیر و رو شدن است. این گفتار زمان دیگر و جای دیگری می‌خواهد.

[ دوشنبه ششم فروردین 1386 ] [ 12:8 ] [ خدیجه محمدی ]
 

بافت قدیم شوشتر

بیشتر منازل تاریخی در بافت قدیم شوشتر از دوران صفویه است. نکات قابل توجه در بافت قدیم شوشتر عبارت‌اند از، ساباط‌ها، کوچه‌های پیچ در پیچ با دیوارهای قدیمی منازل، دربهای چوبی، سردر خانه ها با تزئینات سنگی و آجری که گاهی منحصر بفردند، ایوان های بلند با طاق رومی، شبستان‌های متعدد و شوادان(سرداب) که در عمق زمین(درون تخت سنگ) حفر می‌‌شود و اغلب بدون استفاده از هیچگونه مصالحی است. منازل مستوفی، مرعشی، امین زاده، جولازاده، معین تجار و مدرسه رضوان به‌عنوان نمونه جالب توجه هستند.

 
سکوی منزل مستوفی شوشتر- جلوه‌ای دیگر از معماری شوشتر
 
تزئینات بکار رفته در درب و سردر منازل شوشتر حکایت از معماری غنی این منطقه دارد
 
 
حصار شوشتر

شوشتر شهری است کهن که قدمت آن به بلندای تاریخ است. شهری که از ابتدای شکل گیری بصورت «شهر» بوده است. در قدیم شهرها را به شکل حیوانات می‌‌ساختند، چنانکه «شهر شوش به شكل باز و محيط شهر شوشتر به شكل اسب و محيط شهر اهواز به شكل ضلع شطرنج است»(۱) حصار شهرهای تاریخی حوادث بسیاری را به یاد دارند. حصار شوشتر می‌‌تواند یادگاری از حمله اعراب به ایران و جنگ شوشتر، حمله مغول، فتنه‌های مشعشعیان، جنگ های خزعل و بسیاری حوادث تاریخی دیگر باشد. قسمتی از این حصار هماکنون در کنار پل بند لشکر شوشتر وجود دارد که قابل مشاهده است.

مستوفی در نزهة القلوب می‌‌گوید: که شوشتر را شش دروازه است ازاین رو برخی اصل واژه شوشتر را ششدر احتمال داده اند. آن بدین دلیل بوده که این شهر دارای شش دروازه بوده که عبارت‌اند از:


پاورقی: ۱- تاریخ سنی الملوک والانبیا، به نقل از مجالس المومنین، جلد۱ صفحه ۶۹

 
دروازه ماپاریان یکی از دروازه‌های ششگانه شهر تاریخی شوشتر بوده است که رو به شمال و به رودخانه شطیط و مسیر بند میزان باز می‌شده است. اكنون آثاری از اين دروازه وجود ندارد.
 

دروازه دِسبول یکی از دروازه‌های ششگانه شهر تاریخی شوشتر بوده است که در شمال غربی شوشتر و بر پل و سد شادروان شوشتر باز می شده است. تصاویر قدیمی از این دروازه وجود دارد. اما دروازه اکنون ویران شده است.

دسبول احتمالاً صورت عربی نام دژپل (دزفول کنونی) است

دروازه آدینه یکی از دروازه‌های ششگانه شهر تاریخی شوشتر بوده است که در غرب شهر باز می شده و هماکنون آثار آن در کنار نهر داریون پیداست. نام آدینه بخاطر این است که از جانب مسجد جامع شوشتر بوده است.

دروازه لشکر یکی از دروازه‌های ششگانه شهر تاریخی شوشتر بوده است که هماکنون فقط یک اتاقک از آثار آن برجاست. نوشته‌ای بر روی طاق آن به نام شاه سلطان حسین صفوی وجود داشت كه در سال هزار و سیصد و چهل هجری قمری خراب شد.[1]* این دروازه در جنوب غربی شوشتر به سمت شهر تاریخی عسکر مکرم باز می شده و مسیر آن از روی پل بند لشکر عبور می کند.

  1. ^  شوشتر در گذر تاريخ(محمد تقي زاده)

دروازه مقام علی از دروازه‌های ششگانه شهر تاریخی شوشتر بوده است که در زاویه جنوب شرقی مشرف بر رود گرگر باز می شده و احتمالاً از جانب بند برج عیار بوده است.

دروازه گرگر یکی از دروازه‌های ششگانه شهر تاریخی شوشتر بوده است که در سمت مشرق باز می‌شده و از روی سد گرگر عبور می‌کرده و راه مناطق بختیاری از آن می‌گذشته است. همکنون در کنار مجموعه آبشارهای شوشتر محوطه‌ای بزرگ و مدور را دروازه گرگر می‌نامند.

مجموعه آبشارهای شوشتر

مجموعه آبشارهای شوشتر در دوران ساسانیان، جهت بهره گیری از نیروی آب به‌عنوان محرک آسیابهای صنعتی ساخته شده است. در این مجموعه بزرگ، ساختمان آسیابها، آبشارها، کانالها و تونلهای عظیم هدایت آب و سیکا که محلی جهت استراحت و تفریح است قابل توجه و جالب هستند. در سفرنامه مادام ژان دیولافوآ باستان شناس نامدار فرانسوی از این محوطه به عنوان بزرگ‌ترین مجموعه صنعتی پیش از انقلاب صنعتی یاد شده است.

 
مجموعه ابشارهای شوشتر
 

این پل بند مربوط به دوران ساسانی است. شاپور یکم شرط آزادی قیصر روم را از اسارت، ساخت چند بنای عظیم ازجمله پل شادروان می گذارد. فردوسی در شاهنامه خود ابیاتی را در وصف ساخت پل شادروان آورده است. پل بند شادروان دارای 44 دهانه بوده که در حال حاضر تعداد 37 دهانه آن موجود است. ظاهراً این پل در طول تاریخ چند بار به عمد تخریب شده است.

 
کاروانسراهای شوشتر
 
شوشتر به دلیل موقعیت بندری و رونقی که داشته است دارای کاروانسراهای متعدد و دیدنی بسیاری است. جهت نمونه کاروانسرای افضل بسیار جالب و دیدنی است
 
دخمه‌های زرتشتی شوشتر
 

از این نوع دخمهها در شوشتر بسیار است و مربوطند به پیش از اسلام که اموات را در دخمه‌ها دفن می‌‌نمودند. دخمه‌ها را در دیوارهٔ کوهها و صخره‌ها حفر می‌‌کرده‌اند و به آنها استودان یا خرف خانه هم اطلاق می‌شود.

 
 
جنگ شوشتر
 

در حمله اعراب به ایران در سال ۱۷ هجری جنگ شوشتر بین ایرانیان و اعرب در شوشتر آغاز شد. اهمیت فتح شوشتر در این جنگ دستیابی به حکومت خوزستان بود و به همین دلیل طرفین نمی‌خواستند در هیچ صورتی بازنده جنگ باشند. فرمانده لشکر ایرانیان، هرمزان و لشکر اعراب ابوموسی اشعری بود. اعراب در چند مرحله جنگیدن موفق شدند شوشتر را (احتمالاً در سال ۲۰هجری) فتح کنند. ابتدا در خارج از شوشتر به موانع مصنوعی که ایرانیان کار گذاشته بودند برخوردند. سپس در یک جنگ نفس گیر در خارج از شوشتر دو طرف کاری از پیش نبردند و ایرانیان به داخل شهر برگشتند و اعراب مدتها پشت حصار شهر به محاصره شهر پرداختند. در نهایت پیرمردی ایرانی از راه مخفی به بیرون شهر رفته و در قبال امان یافتن برای خود و خانواده، راههای ورود و حمله به شهر را به لشکر اعراب نشان می‌‌دهد و آنها نیز با حمله به شهر موفق می‌‌شوند شوشتر را تسخیر کنند. با ورود اعراب به اینسوی حصارهای شهر، هرمزان به داخل قلعه سلاسل عقب نشینی می‌‌کند و پس از مدتی مقاومت، هرمزان با شرط امان یافتن، تسلیم می‌شود. در این جنگ براءبن مالک از صحابه پیامبر شهید گشت که در کنار قلعه سلاسل دفن است و آرامگاهش اولین بقعه اسلامی در ایران است(بقعه براءبن مالک انصاری). هرمزان نیز به دست مسلمانان اسیر گشت و وی را به امام علی سپردند. محمد بن جعفر طیار هم که از مجروحین بود در نزدیکی جندی شاپور (روستای شاه آباد کنونی) درگذشت.

جزئیات فتح شوشتر را در متن زیر که از کتاب شوشتر در گذر تاریخ نوشته محمد تقی زاده، صفحات ۴۷-۵۸گرفته شده است می‌‌خوانید(خواهشمند است مطالب زير با ذكر منبع برداشته شود):

  • فتح شوشتر توسط سپاهيان اسلام

پس از اينكه ايرانيان در نبرد جلولاء شكست خورده وبه حلوان عقب نشيني كردند، يزد گرد همراه بزرگان خاندان خود از ترس به طرف استخر و به قولي به قم و كاشان راه گريز پيش گرفت و براي جلوگيري از پيش روي مسلمين يكي از در باريان يزدگرد به نام هرمزان كه دايي شيرويه، پسر خسرو پرويز بود و در درگاه يزدگرد قربي و مكانتي تمام داشت، گفت: اعراب از جانب حلواند بر ما تاخته‌اند و كاري از پيش برده‌اند و در آنجا با آنها نمی‌توان مقابله نمود، اما جمعي از اين قوم در حدود اهواز و خوزستان هستند كه سرداران دلير و سلحشور ندارند و تاب حملة ما را ندارند. اگر شهريار دستور دهد من بدان ديار بروم و لشكر گرد آورم و با سردار آن جمع كه ابوموسي اشعري نام دارد درآويزم و او را بكشم و از فارس و اهواز مالي و لشكري فراز آورم. يزد گرد اين پيشنهاد را از هرمزان پسنديد و او را با گروهي، به آن سوي فرستاد. آنگاه هرمزان خود را به شوشتر رسانيد و در آنجا اردو زد و باروي آن را مرمت كرد، و براي اينكه اگر محاصره اي پيش آيد به زحمت نيفتد، آذوقه بسيار جمع كرد و كساني را به شهرهاي اطراف فرستاد تا نيروي لازم را فراهم آورند. ابوموسي نيز چون از اين اقدام آگاه گرديد، نامه به عمر نوشت واز آنچه اتفاق افتاده بود او را آگاه كرد. عمر به عماربن ياسر كه او را به جاي سعد به حاكميت كوفه گمارده بود، نوشت تا با نيمي از سپاه خويش به ابوموسي بپيوندند. «چون سپاه ابوموسي به شوشتر نزديك شد، هرمزان دستور داد تا خارهاي آهنين سه پهلو ساخته و بر سر راه لشكر اسلام پاشيدند قشون كه بي درنگ اسب می‌‌رانند به آن حوالي كه رسيدند، خارها به دست و پاي اسبان ايشان نشست و مدتي متحير بودند.» پس از اينكه شوشتر توسط سپاهيان اسلام محاصره گرديد، و اين محاصره به طول انجاميد، هرمزان از شهر بيرون تاخت و شجاعان و بزرگان عجم و شاهزادگان فارس حمله را آغاز كردند و جنگي سخت بين دو سپاه شروع شد، بطوري كه «تعداد زيادي از سپاه مسلمانان كشته شدند و مجزاه بن ثور و براءبن مالك از جمله كساني بودند كه هرمزان شخصا آنها را كشته بود.» در اين نبرد از ايرانيان هم هزار تن كشته شد و ششصد تن نيز اسير شدند كه ابوموسي آنها را پيش آورد و گردن زد. مسلمانان مدت درازي بر دروازه شوشتر ماندند و پارسيان را همچنان در محاصره داشتند و نزديك بود كه لشكريان عرب خسته شوند و دست از كار بكشند، تا اينكه يك روز مردي از بزرگان شوشتر بطور پنهاني از شهر بيرون آمد و نزد ابوموسي رفت و گفت اگر مرا به جان و مال و فرزند زينهار باشد، در گرفتن شهر تو را ياري كنم. ابوموسي او را زنهار داد. آن مرد كه سينه يا سيه نام داشت، گفت بايد نخست مردي از لشكريان خويش با من بفرستي تا او را به درون شهر برم و همه جا را به او نشان بدهم. «ابوموسي رو به لشكريان خود كرد و گفت كدام مرد جان خود را به خدا می‌‌فروشد و با اين مرد ايراني به جايي می‌‌رود كه من از هلاك و نابودي او در امان نيستم.» مردي از بني شيبان بنام اشرس بن عوف برخاست و با سينه از راه پنهان وارد شهر شد. سينه او را به خانه برد و عبايي بر او پوشيد و گفت اكنون بايد با من از خانه بيرون آيي و چنان وانمود كني، كه گويي يكي از چاكران من هستي. مرد چنان كرد و سينه او را در شهر گردانيد. حتي يك بار بر در كاخ هرمزان گذشتند و هرمزان را با تني چند از سرداران خود ديدند كه خادمان شمعي پيش روي آنها گرفته بودند. پس از آنكه شهر را گشتند، سينه، و اشرس را از همان راه زير زميني بيرون برد و پيش ابوموسي اشعري رفتند و اشرس آنچه ديده بود به او گفت و افزود كه دويست مرد را همراه من بفرست تا نگهبانان دروازه را بكشم و دروازه را بگشايم و تو با سپاه به ما بپيوندي. ابوموسي پس از شنيدن سخنان اشرس رو به سپاهيان خود كرد و گفت: چه كسي جان خود را در راه خدا می‌‌فروشد و با اشرس می‌‌رود؟ دويست مرد داوطلب شدند و همراه اشرس و سينه از همان راه زير زميني درون شهر رفتند، خود را به دروازة شهر رسانده، نگهبانان را كشتند و دروازه را گشودند. «ابن اثير در اين باره می‌‌نويسد: چون عده اي به درون شهر شدند، در آنجا تكبير گفتند و مسلمانان نيز از بيرون بانگ بر آوردند و درها را گشودند. مسلمانان چابكي و چالاكي نمودند و هر پيكارمندي را در خواب از پاي در آوردند و شهر را تسخير نمودند.» صاحب تذكره نيز می‌‌گويد : «آن شهر ارم مانند، لگد كوب سم ستوران غازيان گرديد.» و اما در اين گير و دار، هرمزان كه طعمة خيانت يكي از هموطنان خويش شده بود، با عده اي از ياران خود فرار كرد، و و در قلعه اي كه درون شهر بود ﴿قلعة سلاسل﴾ پناه گرفت و ابوموسي نيز وي را در قلعه به محاصره انداخت، تا توشه و آذوقة او تمام شود. چون عرصه بر هرمزان تنگ شد، به مسلمانان گفت هر چه می‌‌خواهيد بكنيد، من يكصد تير همراه خود دارم و به خدا تا يك تير داشته باشم به من دست نمی‌يابيد و تير من خطا نمی‌رود، براي شما چه فايده اي دارد كه يكصد نفر از شما را بكشم يا زخمي كنم، آنگاه مرا اسير كنيد. مسلمانان گفتند: چه می‌‌خواهي؟ هرمزان در پاسخ گفت: می‌‌خواهم به من قول دهيد كه حكم با عمر باشد و هر چه خواست دربارة من انجام دهد. پس از آنكه مسلمانان شرط هرمزان را پذيرفتند او تسليم و به نزد عمر فرستاده شد. آمده است، چون هرمزان را به نزد عمر بردند، عمر خواست او را بكشد. ولي در اين هنگام، هرمزان آب خواست و چون به او آب دادند از عمر خواست، تا آن آب را ننوشيده، او را نكشند. عمر پذيرفت، هرمزان آب را به زمين ريخت. عمر گفت: بار ديگر برايش آبي بياوريد و تشنگي و مرگ را با هم به وي نچشانيد. هرمزان گفت: مرا امان دادي. عمر گفت : دروغ می‌‌گويي. انس بن مالك به ميان آمد و گفت : راست می‌‌گويد اي سرور خداگرايان، تو او را امان دادي. اطرافيان نيز گفته هرمز را تصديق كردند. در اين هنگام عمر رو به هرمزان كرد و گفت: مرا فريفتي، به خدا فريفته نشوم، بلكه بايد اسلام آوري وگرنه تو را می‌‌كشم. هرمزان اسلام آورد، در مدينه اقامت گزيد و عمر او را در آن شهر خانه اي داد. اما داستان ديگري خلاف اين امر را بازگو می‌‌كند بطوري كه ابن خلدون می‌‌گويد: «احنف بن قيس عمر را گفت: ايرانيان تا پادشاهشان زنده است همواره شورش خواهند كرد، و از عمر اجازت خواست كه كار را يكسره كند ]هرمزان را بكشد[ و عمر اجازت داد.» در بيشتر منابع داستان اولي مورد تاييد قرار گرفته است بطوري كه می‌‌گويند، هرمزان پس از آنكه جان سالم بدر برد، آخرالامر مسلمان شد و او را به علي بخشيدند و او نيز او را آزاد كرد. علي دهي بنام ينبع در حوالي مدينه داشت كه هرمزان را جهت اداره آن به آنجا فرستاد و فرمود چون هرمزان حكومت كرده است، رويه امر و نهي و سياست رعايا و زارعين را خوب می‌‌داند. و هرمزان در آنجا بود تا اينكه ابولؤلؤ (يكي از اسراي عجم)، خليفه (عمر) را كشت و عبيد اله بن عمر نيز به بهانه اينكه، اين امر به تحريك هرمزان بوده است، وي را به قتل رساند.

  • فتح شوشتر و جسد دانيال نبی

داستان ديگري كه در جريان فتح شوشتر ذكر می‌‌كنند، مساله پيدا شدن جسد دانيال نبي در اين شهر است. به طوري كه می‌‌نويسند، چون ابو موسي اشعري شوشتر را فتح كرد، جسدي همراه با كيسه اي پول در حوض آبي كه از مس ساخته شده بود پيدا كرد. وقتي علت اين امر را از مردم جويا شد، آنها پاسخ دادند، هركسي كه محتاج می‌شود، به اندازه نياز خود از آنها برمي دارد و چون مشكل وي رفع گرديد، پول را بر می‌‌گرداند. و اگر كسي قرض خود را ادا نكند، مريض می‌شود. ابو موسي اين قضيه را به اطلاع عمر رسانيد و عمر نيز در پاسخ نوشت، آن جسد دانيال نبي است. او را بيرون بياور، غسل ده و كفن بپوشان و بر او نماز بخوان و دفنش كن. همداني مورخ قرن ششم هجري در اين باره می‌‌نويسد: «جسد دانيال به تستر بود. اهل شوش را قحط فرا رسيد، جسد دانيال بخواستند. ايشان تابوت را به شوش فرستادند تا قحط برفت. تابوت را پنهان كردند در قعر دريا و سوگند خوردند پيران شوش كه تابوت در اين شهر نيست. پس مردم شوشتر از كودكان بپرسيدند. كودكان دليلي كردند بر تابوت، پس عادت افتاد در آن شهر، گواهي كودكان شنوند.»


  • تاريخ فتح شوشتر

در خصوص تاريخ فتح شوشتر بين مورخين اتفاق نظر وجود ندارد، بطوري كه عده اي تاريخ فتح اين شهر را سال ۱۷ ه.ق و برخي سال ۱۹ ه.ق و عده اي ديگر نيز سال ۲۰ ه.ق نوشته اند. به هر حال پس از اينكه شوشتر فتح شد، ميان اهل بصره و كوفه كه در فتح شهر شركت داشتند، نزاعي برخاست. اهل كوفه گفتند، شوشتر جزء كوفه است و مردم بصره مدعي بودند كه جزء بصره می‌‌باشد. لذا براي مشخص نمودن موضوع نزد خليفه ثاني (عمر) رفتند و خليفه آن را جزء بصره قرار داد، زيرا به بصره نزديك تر بود. شوشتر پس از اينكه توسط مسلمانان فتح شد به عنوان يكي از پايگاههاي مهم آنان در ميان ساير فتوحات جديد قرار گرفت. خصوصا اينكه اين شهر از نظر علمي و فرهنگي و نشر معارف اسلامي به مرحله اي رسيد كه همواره مورد توجه خلفاي راشدين بود. هندو شاه نخجواني می‌‌نويسد: «قرآني كه خون عثمان بر آن چكيده در خوزستان است، به ظاهر در شوشتر، در خلوت خانه شيخ بزرگوار قطب وقت سهل بن عبد الله تستري در بقعه اي كه به كوشك سهل معروف است.»

[ یکشنبه پنجم فروردین 1386 ] [ 18:11 ] [ خدیجه محمدی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ خوزستان خوش اومدید
برای استفاده راحت تر و بهتر از مطالب وبلاگ از تقسیم بندی موضوعی مطالب استفاده کنید
البته این قسمت در دست تکمیله و هنوز به طور کامل تموم نشده
امکانات وب